ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
389
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
شصت سالگى به دورهى خدمت كهنه سربازان وارد مىگردد . در مواقع جنگ نيز مدت دوران خدمت نامحدود است . قزاق به جز در مواردى كه به صورت فعال در خارج از حوزههاى استحفاظى قزاقان خدمت مىكند ، حقوق و مستمرى نمىگيرد . حتى هزينهى تهيهى ساز و برگ و تجهيزات لازم هم به عهدهى خود او است . دولت فقط در نصف بهاى خريد تفنگهاى بردان « 1 » به او كمك مىكند . ضمنا شوشكه ، خنجر و تپانچه هم جزء تجهيزات يك قزاق است . در زمان جنگ فقط از واحد ترك مىتوان دو آتشبار كه شامل هشت قطعه توپ ( 124 نفر ) است و پانزده هنگ سوارهنظام در چهار ستون ( 9000 نفر ) و يك اسواران ( 125 نفرى ) براى همراهى امپراتور فراهم و بسيج كرد . بنا به گفتهى ژروم سازمان و تشكيلات فعلى قزاقهاى ترك به شرح فوق است و من مسئوليت صحت يا سقم اطلاعات داده شده را به عهدهى خود او واگذار مىكنم . جمعه 10 . ساعت چهار صبح حركت كرديم و در حدود ساعت شش به زاخان يورت « 2 » رسيديم . در نيمهى راه از كنار يك دهكدهى بزرگ قزاقنشين به نام آلخان يورت « 3 » عبور كرديم . مسئول چاپارخانهى زاخان - يورت در موقع عوض كردن اسب خيلى ما را معطل كرد . ساعت هفت دوباره به راه افتاديم . راه از كنارهى چپ رود سونجا ادامه داشت . در سمت راست رود كوههاى چچنياى بزرگ و در سمت چپ تپههايى كه دو درهى سونجا و ترك را از هم جدا مىكنند ، واقع شده بود . گورهاى مخروطىشكل در پى گورهاى مخروطىشكل و علامتهاى محدودهى نظامى در پى علامتهاى نظامى ديده مىشد . يك پاسگاه قزاق با قراولى در حال رفت و برگشت در كفهى كنارهى ويشكا « 4 » نشانهيى از رسيدن به ايستگاه ساماچكين ؟ « 5 » بود . در ساعتى وارد اين بخش شديم كه بساط بازار [ هفته ] تازه داير شده بود و زنان از هر سو به طرف ميدان كليسا هجوم مىآوردند . زنان قزاق كه خون كوهنشينان در رگهايشان جارى است ، در نظر من خيلى زيباتر از زنان شهرى بودند . پوشش سرشان يك تكه پارچهى ابريشمى قرمز رنگ است كه معمولا آن را دور سرشان گره مىزنند و خودشان
--> ( 1 ) . Berdan ( 2 ) . Zakhan - Yourt ( 3 ) . Alkhan - Yourt ( 4 ) . Vyshka ( 5 ) . Samatshkin