ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
374
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
وسط اين آبادى واقع شده است ، وقتى ما به آنجا رسيديم ، در يك لحظه تمام بازار خالى از جمعيت شد و از همه طرف مردم كنجكاو براى تماشاى تپانچهها و تفنگهاى ما به سرمان ريختند . در شهر شايع شد كه ما « اينگليسى « 1 » » هستيم ، دوستان بزرگ مسلمانان . ازاينرو به هر سو كه قدم گذاشتيم ، مردم دهكده مرتبا سلام عليكم ، سلام عليكم تحويل ما مىدادند . جاده از طريق پل بزرگى از ميان كازى - كوموك مىگذشت و بعد وارد يك رشته جلگههاى هموار مىگرديد كه از آنجا مناظر خوب و كوههاى پوشيده از برف نمايان بود . آنگاه به آئول عجيب كولپى « 2 » نزديك شده و بعد از گذشتن از ميان شكاف تنگى ، دوباره از جلگههاى باصفا سر درمىآورد . وقتى ما به جلگهى آخرى رسيديم براى خوردن ناهار كمى توقف كرديم . سورچى ، جوانى لزگى و مسلح به شمشير و تپانچه بود . و به آن تپانچهاش بسيار مىنازيد . او بدون كوچكترين ادا و اطوار ، سهم سوسيس خود را از دست ما گرفت و يك ليوان شراب هم به سلامتى ما سر كشيد . اين سورچى مسلمان با آن سلاحهايى كه بر كمرش آويخته بود بر ابهت ارابهى ما بسى مىافزود . ما هم با آن لباسهاى كلفت و با آن پاپاخهاى پشمالو و قورخانهى متحركى از تفنگها ، شمشيرها ، تپانچهها و خنجرها كه همراه خود داشتيم ، بيش از آنكه به جهانگرد آبرومند شباهت داشته باشيم به جانيانى مىمانديم كه از تاراج و يا شبيخون برگشتهاند . توجه به اين همه مهمات جنگى بيش از همه ژروم را به هيجان آورده بود ، چون هيچكس مثل او از نابود كردن دزدان داغستان سخن به ميان نمىآورد . ولى وقت كم بود و راه دراز . چارهيى نبود جز اينكه صحبت درباره اينگونه اكتشافات افتخارآميز را به بعد موكول كنيم و به راه خود ادامه دهيم . در برابر ما گونيب ، آخرين پناهگاه [ شيخ ] شامل « 3 » ، و كمى دور تر كوهستان عجيب
--> ( 1 ) . نويسنده كلمهى « انگليسى » را به تلفظ محلى به اين صورت نوشته و بعد صحيح آن را در حاشيه توضيح داده است . در اين جمله تعبير دوستان بزرگ مسلمانان ، شايان توجه و تأمل است . م . ( 2 ) . Koulpi ( 3 ) . Schamyl : شيخ شامل ( 1212 - 1287 ه ق ) رئيس فرقهى نقشبنديه و سركردهى مجاهدان مسلمان قفقاز كه سالها در داغستان با سپاهيان تزار جنگيد و براى استخلاص قفقاز از تجاوز و استيلاى روسيه به سختى و با كمال شهامت مبارزه كرد . براى اطلاع بيشتر دربارهى اين روحانى ملىگرا و آزاده و دريا دل ر . ك : دوره روزنامه كاوه ، ش 16 و 17 ، سال 1335 ، مقالهى « نظرى به تاريخ و درس عبرت » به قلم منوچهر فرساد . م .