ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
371
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
است كه هدف آنها آسيبرساندن به امنيت جامعه و دولت است . براى جرمهاى معمولى مجازاتى كه در نظر گرفته شده عبارت از كاركردن با اعمال شاقه در معدنهاى سيبرى است . با وجود اين ، توصيف و تشخيص اوليهى جرمها نسبتا كشدار و نامشخص است و در مواقعى كه بايد به آنها رسيدگى شود ، موضوع در مفهوم وسيعترى مطرح مىشود . در موارد دعوا و نزاعهاى عرفى و مرافعات داخلى ، كوهنشينان آزادند كه به دلخواه خود قضاوت را به عهدهى مقامات روسى و يا قضات بومى واگذار كنند . البته قضات محلى موضوع را برحسب « شريعت « 1 » » يعنى مقررات مذهبى كه براساس آيات قرآن وضع گرديده است ، مورد حل و فصل قرار مىدهند . امور ملكى يا موضوعات محلى برحسب « عادت « 2 » » يا حقوق عرفى ، رسيدگى و تنظيم مىشود . بعضى از دهستانها كه ساكنان آن از شهرت و درستكارى و بىنظرى برخوردارند ، ديوان استيناف واقعى به شمار مىروند و اگر دست از همهجا كوتاه گردد ، در آخرين مرحله به آنان مراجعه مىشود . علاوه بر مالياتى كه به روسها داده مىشود ، هر واحد دهستان از درآمد فرضى ساكنان خود عشريهيى مىگيرد . مجموع اين مالياتها كه در واقع نوعى ماليات بر درآمد است ، صرف هزينههاى نگهدارى مدرسهها ، مسجدها و مستمندان مىگردد . مبلغ مازاد ميان مردانى كه بيش از پانزده سال تمام دارند تقسيم مىشود . اين سن ، سن بلوغ است ، يعنى سنى كه هر مرد شايستگى آن را پيدا مىكند كه با خود سلاح حمل كند و در جرگهى جنگجويان داخل گردد . افراد اين قبيلهها - كه نمىدانم چرا مردم عادت كردهاند به آنان به چشم وحشى و بربر نگاه كنند - در به كار انداختن بعضى از صنايع مهارت خاصى از خود نشان مىدهند . به عنوان مثال كوموكها روى طلا ، نقره و عاج با سياهقلم و خاتمكارى آنچنان كارهاى هنرى ظريف و ارزندهيى انجام مىدهند كه در تمام اروپا كسى از اين هنر خبر هم ندارد . خبرهترين جواهرساز وين از تعمير بادبزنى كه آن را ساكنان كازى - كوموك « 3 » به پرنسس اوربليانى هديه داده بودند ، عاجز مانده بود . شنيدم در همين روزهاى اخير امپراتور آلمان چند قبضه تفنگ و شمشير به كازى - كوموك فرستاده بود كه به روش محلى روى آنها سياهقلم كار كنند .
--> 1 و 2 . در متن اصلى هم به همين صورت نوشته شده است . م . ( 3 ) . Kasi - Koumouk