ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

360

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

ميانكاله نزديك شده‌ايم . تلاطم شديد دريا ، در و پيكر فرسوده‌ى اين كشتى قديمى را سخت به تكان و صدا درآورده بود ، ولى وقتى كه كشتى خود را براى توقف آماده مىكرد ، سكوت سنگينى همه جا را فراگرفت . سرانجام كشتى متوقف شد و با صداى مخصوصى لنگرها را به دريا انداختند . ما به لنگرگاه گز رسيده بوديم . چهارشنبه 22 [ نوامبر ] . اطراف بندر گز منظره‌ى خيال‌انگيزى داشت . تپه‌هاى مطبق پوشيده از جنگل از كنار ساحل تا دامنه‌ى كوه‌هاى پردرخت كه قله‌هايشان زير پوششى از برف مىدرخشيد ، امتداد داشت . شاه‌كوه از بالاى اولين كوه‌ها قله‌ى هميشه پوشيده از برف خود را برافراشته و خيلى دور تر از شاه‌كوه ، دماوند شبيه گنبد بلورينى بود كه آن را به آسمان آويخته باشند . گز شهر مسكينى است . كوچه‌هاى تنگ و گل‌آلود آن‌كه آدمى تا قوزك پا در گل فرو مىرود ، خانه‌هاى چوبى محقرى داشت . اين خانه‌ها را بر بالاى پايه‌هايى بر روى آب ساخته‌اند و پشت‌بام آنها را با بوريا پوشانده‌اند . اهالى شهر از روس‌ها ، ارمنىها و تركمن‌ها تشكيل شده و از قيافه زرد و رنجور آنها پيدا است كه همگى مبتلا به تب نوبه‌اند . خانه‌ى نماينده شركت قفقاز و مركور راحت‌ترين خانه‌ى اين شهر است . اين مرد كه از اهالى شهر مسكو بود به ما توصيه كرد در عرشه‌ى يك كشتى قديمى كه شركتشان از آن به عنوان انبار استفاده مىكرد ، استراحت كنيم . قبل از رفتن به عرشه‌ى كشتى از اردوى تركمن‌هاى يموت كه در انتهاى كرانه‌ى دريا چادر زده بودند ، ديدن كرديم . آنان با كندن تنه‌ى درختان تنومند قايق‌هايى ساخته بودند و ته آنها به قدرى كم‌عمق بود كه پاروزنى كه در قسمت عقب قايق سرپا مىايستاد گويى كه روى آب ايستاده است و با اين قايق‌ها ميان ساحل و كرجىهاى بزرگى كه در فاصله‌ى دور تر ، در خليج لنگر انداخته بودند ، مرتبا رفت و آمد مىكردند . تركمن‌هاى يموت برعكس شهرتى كه به عنوان دزدان دريايى و راهزنى داشتند ، داراى زندگى آرامى بودند و با فروش فرش‌هاى نمدى ضخيم با نقش و نگار سبز و قرمز امرار معاش مىكردند . آنان روبل روسى را بهتر از قران ايرانى قبول مىكردند . گز در چهل كيلومترى استرآباد واقع است . مال التجاره‌هاى اروپايى را كه به بازارهاى

--> - و از سرداران روس است و مدتى نيز گويا معشوق كاترين دوم ، امپراتوريس روسيه بود . معلوم مىشود روس‌ها نام او را در ايام هرج‌ومرج و نابه‌سامانى ايران ، در فاصله‌ى قتل نادرشاه تا به سلطنت رسيدن آغامحمدخان بر اين خليج ايرانى نهاده بودند . م .