ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
357
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
فصل نوزدهم روى درياى خزر مشهدسر - دو نوبت شكار بامزه - روى عرشهى كشتى والگف - لنگرگاه استرآباد - آشوراده - آبشوران - نخستين چشمانداز از داغستان - دربند - ورود به پطروفسك دوشنبه 20 [ نوامبر ] . صبح مژده رسيد كه والگف « 1 » ، كشتى شركت ايرانى باكو ، فردا صبح در مشهدسر توقف خواهد كرد . آنگاه اين كشتى ابتدا به گز كه يكى از بندرهاى استرآباد است و بعد به ميخائيلوفسك و از آنجا به باكو خواهد رفت . اين اطلاعات كه از طريق نمايندهى شركت به ما رسيده بود از طرف متصدى شركت قفقاز و مركور نيز كه در عين حال داراى سمت تاجرباشى بود و در مسائل مربوط به اتباع تزار و ارمنىها حق رسيدگى و قضاوت داشت ، تأييد شد . به محض اينكه فكرمان از بابت پيدا كردن وسيلهى حركت راحت شد ، از اوقات بيكارى خود براى سير و سياحت و ديدن شهر استفاده كرديم . مشهدسر خانههاى كوتاهى داشت كه پشتبام آنها را با سفال يا با ساقهى علوفه پوشانده بودند و خانهها در ميان باغهايى قرار داشتند كه به وسيلهى پرچينهايى از نى از هم جدا و متمايز مىشدند . روى كنارهى چپ رود بابل ، از خانههاى روستاييانى كه در ميان انبوهى از درختان نارنج محصور شده دهكده زيبايى به وجود آمده است . راه مصب رودخانه به وسيلهى سدى كه در نزديك آن امواج دريا جوش و خروش زيادى داشت ، بسته شده بود . در ميان شنها و ماسههاى روان كه در سمت راست آن سد روى هم تل شده بود ، منار بلندى بود كه ظاهرا براى گذاشتن فانوس دريايى ساخته بودند اما ما هيچوقت نديديم كه نورى از آن بالا درخششى داشته باشد .
--> ( 1 ) . Valgoff