ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
334
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
سرچشمه گرفته است ، نه از منافع زودگذر شخصى . وليعهد ، مظفر الدين ميرزا ، داراى هيچ كدام از سجايا و خصوصيات اخلاقى پدر نيست . او چنان غرق در عياشى و هرزگى است كه دچار نوعى بلاهت و خنگى شده است . ازاينرو چرخ ادارهى امور ايالت آذربايجان به دست « نايب الحكومه » يى مىگردد . او كوركورانه تحت نفوذ روحانى نمايان و دشمن سرسخت اروپايى و هر نوع پيشرفت و نوآورى است . در ميان افراد ارتش محبوبيت ندارد ، اگر روزى به تخت سلطنت بنشيند ، آنچه را كه پدرش رشته است او پنبه خواهد كرد و ارمغانش به مردم ايران جز بدبختى و تيرهروزى چيز ديگرى نخواهد بود « 1 » . مسعود ميرزا ، ظل السلطان ، در سال 1849 [ 1266 ق ] متولد شده و سه سال از وليعهد بزرگتر است . ولى چون از شكم يك زن روستايى معمولى « 2 » به دنيا آمده است و مادرش از شاهدختهاى قاجار نيست ، نمىتواند بر تخت سلطنت بنشيند . او مردى است فعال ، باهوش ، جاهطلب ، تا حد وحشىگرى قاطع و نيرومند ، به اروپايىها و انديشههاى ترقىخواهانه خوشبين و به همين دليل سخت منفور روحانيان است . ظل السلطان هيچ ابايى ندارد از اينكه به صراحت بگويد : سلطنت را از چنگ برادر كهتر خود به سادگى بيرون خواهم آورد ! ، و دستور داده است روى قبضهى شمشير خود ، اين شعار معنىدار و خشن را با حروف زيباى كوفى بنويسند : با اين شمشير ، به دست خود سر برادرم را از تن جدا خواهم كرد ! به تدريج شاهزادگان ديگر را از حكومت ايالات كنار زده و اينك در اصفهان ، در مساحتى به اندازه يك سوم قلمرو ايران ، فعال مايشاء است . ثروت بىكران وى پشتوانهى خوبى است كه قرب منزلت او را هميشه در پيش پدر حفظ كند . ضمنا به ميزان فداكارى افراد قشونش كه بسيار منضبط و مجهز به سلاحهاى زيادتر و كاملترى هستند ، مطمئن و مغرور است . به اين دليل در صورت مبارزه عليه برادر
--> ( 1 ) . ارمغان اين پادشاه رنجور بهطورى كه تاريخ نشان داد على الظاهر عدل مظفر بود . اينك قضاوت درباره اين پيشگويى كه متجاوز از يك قرن پيش از زبان رهگذرى كه دكتر در علم حقوق بود ، طرد اللباب جارى شده است ، با اهل معرفت و صاحبنظران است . م . ( 2 ) . مرحوم مهدى بامداد در تاريخ رجال اسم مادر ظل السلطان را عفت السلطنه و لرد كرزن در كتاب ايران و قضيهى ايران ، ترجمهى غ . وحيد مازندرانى ، عفت الدوله نوشته است . گويا اين زن از اهالى اطراف شهرستان خوى و احتمالا از فيرورق بوده و هنگام ولايت عهدى ناصر الدين شاه در يكى از سفرهايش به خوى جزو زنان صيغهيى آن پادشاه تنوع طلب درآمده بوده است . م .