ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
330
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
ملت ايران چون ملتى كهنسال است و در قرون و اعصار گذشته ريشههاى مستحكمى دارد ، به اين جهت ملت پابرجا و پرجاذبهيى است . به همان سادگى كه نياكان اين ملت ، مهاجران مقتدر يونانى ، مقدونى و گرجى را مجذوب خود نمودند ، هر عنصر خارجى ديگر را نيز به مرور در خود مستحيل و همسان خود مىكنند . سلسلهيى كه هم اكنون بر ايران سلطنت مىكند ، اگرچه از ريشه و تبار تركمن است ولى آنان ترك بودن خود را فراموش كردهاند ؛ يا تعداد زيادى لهستانى كه به ايران پناهنده شدهاند ، زبان و دين اين مملكت را به جاى زبان و دين اصلىشان پذيرفتهاند و كودكان خود را كاملا ايرانى بار آوردهاند . گسترش و دامنهى زبان فارسى بسيار وسيعتر از حدود و ثغور مناطقى است كه تحت فرمان شاه است . اين زبان زبان ادبى قفقاز ، تركستان ، افغانستان ، بلوچستان و هند مسلمان به شمار مىرود . از بغداد گرفته تا تبت كوچك و از حيدرآباد تا سمينتوپولاتينسك « 1 » ، همه جا زبان فارسى تعليم و ترويج مىشود . ادبيات وسيع و غنى اين زبان در هر زمينه تجلى كرده ، به خصوص در شعر به آخرين حد عظمت و قدرت فكرى و ادبى ممكن رسيده است . هنوز هم آثار ارزندهيى در اين زبان آفريده مىشود . آخرين حماسهى بزرگ در زبان آريايى جرجنامه « 2 » نام دارد كه درباره پيروزى انگلستان بر هند سروده شده و به زبان فارسى است . ادبيات ايران بر كليهى ملل آسيايى اثر شگرفى گذاشته است . فعاليت مذهبى اين ملت نيز شايان توجه و بررسى است . زمانى كه اعراب ايران را اشغال كردند با « موبدان » ، روحانيان زردشتى مواجه شدند كه داراى سلسله مراتب مشخصى بودند ، دست كم قسمتى از اين سازمان مذهبى وارد اسلام شد . بدين ترتيب كه تفسير و تعبير قرآن منحصرا اختصاص به روحانيان دارد . در حالى كه در نزد اهل تسنن هر مؤمنى به دين اسلام مىتواند طبق اسلوب و درك خود كتاب مقدس را تفسير و تشريح كند . گذشته از اين موضوع در هر ايالتى شيخ الاسلام يا امام جمعهيى تعيين مىشود كه مستمرى مرتبى دارد و ظاهرا رئيس روحانيت آن ايالت به شمار مىآيد . سابقا عالمان دينى و امام جمعهها داراى يك مرجع ، با قدرت نظارتى
--> ( 1 ) . Seminto polatinsk : يا سمييالاتنسك شهرى در شمال شرقى قزاقستان . م . ( 2 ) . Le Georges - Nameh : جرجنامه توسط فيروز بن كاووس سروده شده و نخستين بار در سال 1836 در سه جلد ، در بمبئى چاپ سنگى شده است . م .