ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

328

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

دالگوروكى اخطار كرد كه قزاق‌ها را فراخواند و الّا در صورت امتناع خود شخصا براى تاراندن آنها اقدام خواهد كرد . ميرزا تقىخان به قصر فين در نزديكى كاشان تبعيد شد « 1 » . همسرش نيز به همراه وى راهى تبعيدگاه گرديد . سرانجام شاه در اثر وسوسه‌ى ديگران حاضر شد فرمان قتل امير سركش را صادر كند . ولى بلافاصله پشيمان شد . اما خيلى دير شده بود ، يكى از دشمنان سرسخت « 2 » كه به خون امير تشنه بود ، با تمام سرعت چاپارى خود را به فين رسانيد . بعد از دور كردن همسر امير از آنجا ، در حمام با بريدن رگ ميرزا تقىخان به زندگى پرافتخار وى خاتمه بخشيد . به‌طورى كه مىگويند جلادانى كه عامل اين جنايت بودند براى اينكه از نزع تدريجى و شكنجه‌ى طولانى امير لذت ببرند ، با گشودن و بستن سر وريد تفريح و بازى مىكردند . ناصر الدين شاه بعد از وقوع اين حادثه‌ى جبران‌ناپذير خيلى به زحمت و با وساطت عده‌ى زيادى از اطرافيان توانست از تقصير كسانى كه با توصيه‌ى مغرضانه‌ى خود باعث اين جنايت بزرگ شده بودند ، بگذرد . گويا از همان تاريخ بر قيافه‌ى بشاش و شكوفان سابق وى غبار ملال و اندوهى دايمى نشسته و چهره‌اش هميشه گرفته است . بعد از قتل امير ، شاه حتى دستور داد به يادبود او بارگاه باشكوهى بنا كنند و دو پسر تقىخان با دو دختر شاه نامزد شوند « 3 » . بعد از گذشت مدت زمانى دراز از قتل امير سرانجام همسر وى نيز حاضر شد بر اثر اصرار مكرر برادرش [ شاه ] به ازدواج مجدد تن درهد .

--> - بعضى از كتاب‌هاى نويسندگان دربارى آن زمان يا خاطره‌نويسان بىخبر از همه جا نيز راه يافته است . براى اطلاع از چگونگى ماجرا ر . ك : اميركبير و ايران ، تأليف دكتر فريدون آدميت . خوارزمى ، ج سوم . 1346 . ص ص 496 ، 648 ، 699 و 700 . م . ( 1 ) . عزل مطلق امير ضمن نامه رسمى در 26 محرم 1268 ق ( نوامبر 1851 ) از طرف ميرزا محمد علىخان وزير امور خارجه به سفارت روس و انگليس و عثمانى به يك مضمون اعلام شد . ميرزا تقىخان به صورت يكى از آحاد رعيت ايران درآمد . امير يك يا دو روز پس از خلع از همه مناصب دولتى روانه تبعيدگاهش در كاشان گرديد و در هشتم صفر به آنجا رسيد . صفحات 703 و 705 همان مأخذ . م . ( 2 ) . به‌طورى كه در زيرنويس صفحات قبل نيز اشاره شده ، اين دشمن سرسخت حاج علىخان مراغه‌يى معروف به آقا على نظر ملقب به حاجب الدوله بود كه بعدها از همدستان ميرزا آقاخان نورى عامل شناخته شده انگليسىها درآمد و هر دو از بركشيدگان و مرهون محبت و بزرگوارى امير بودند . م . ( 3 ) . نويسنده جاى پسر و دختر را عوضى نوشته است . امير از زن دوم خود عزت الدوله خواهر ناصر الدين شاه دو دختر به نام‌هاى همدم السلطان و تاج الملوك داشت كه اولى به عقد ظل السلطان و دومى به ازدواج مظفر الدين ميرزا درآمد . تاج الملوك لقب ام الخاقان داشت و مادر محمد على شاه بود . م .