ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
326
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
مأموران دولتى كه براى اين صندوق شكايات احترام بيش از حدى قايل بودند ، فراشها را رسما موظف كردند شبانهروز مراقب آنان باشند و در ضمن بهطور محرمانه اسامى سادهلوحانى را كه به آنها نزديك مىشدند يادداشت كنند تا در صورت لزوم آنها را شديدا به چوب و فلك ببندند . شاه هيچ شكايتى دريافت نكرد . اصولا مىبايستى مطمئن شود كه همهى كارها بر روال صحيح جريان دارد ولى چنين تصورى مانع از آن نشد كه از وارثان رجال بزرگى كه درمىگذشتند ، سهم يا سهامى از آنچه كه از خود باقى گذاشته بودند - و گاهى سر به بيش از ميليونها مىزد - مطالبه نكند . به اين ترتيب تمام مبالغى را كه ديگران جزء به جزء و به زور از رعايا و افراد ملت خود گرفته بودند ، اعليحضرت يك جا دريافت مىنمود . اگر انتصابات مأموران پايينتر بسته به تحف و هدايايى است كه به رجال صاحب نفوذ و عالى مقام داده مىشود ، يا والىها احكام خود را با تقديم مبالغى به شاه به دست مىآورند ، در عوض انتخاب وزيران اغلب روى هوى و هوس اعليحضرت انجام مىگيرد و بيشتر آنها پستترين افرادى هستند كه شاه بايد براى مصلحت خود و نجات ملك و ملت دست همهشان را از كارهاى دولتى كوتاه كند . تعداد و درجهى اهميت وزيران را خود شاه تنظيم مىكند . اگر اشتباه نكنم در سال 1882 حدود بيست وزارتخانه در ايران وجود داشت . يكى از وزرا ، امين السلطان ، زندگى اجتماعى و دولتى خود را با شغل استربانى در دربار آغاز كرده است . در يكى از سفرهاى شاه به مازندران ، بخت با اين چاروادار جوان يار مىشود و جان خانمهاى اندرون را كه به علت اينكه پاى قاطر به ته آب نمىرسيد در گدارى افتاده بودند ، نجات مىدهد . در قبال اين خدمت فوق العاده ، امين السلطان آينده از اصطبل به آشپزخانهى سلطنتى منتقل مىشود . اين جوان همان قدر كه در آب شناگر قابل و قهارى بود در آشپزخانه نيز در پختن كباب لياقت و مهارت خاصى از خود نشان مىدهد و توجه و اعتماد شاه را تماما به خود جلب مىكند و از راه شكم چنان در دل شاه براى خود جا باز مىكند كه بالأخره به مقام وزارت خزانهدارى و پيشكارى اعظم ارتقاء مىيابد و رقم مداخلاش سر به ميليونها مىزند . اين عاليجناب سواد خواندن نداشت ، به اين جهت براى بذلهگويان بازار نقل و تعريف بعضى از حرفهاى ابلهانهى او خالى از تفريح نبود . روزى كه از ضرابخانه بازديد مىكرده ، متوجه مىشود كه كار معوق مانده است . گويا ديگ بزرگى احتياج به تعمير داشته است و به مدير اروپايى اين سازمان پرخاش مىكند