ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

322

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

دسته‌هاى نامرتبى از افراد ايلاتى تشكيل شده است ، وجود دارد . تعداد افراد اين سواره نظام را در حدود سى هزار نفر تخمين مىزنند . براى تشكيل چند اسواران به سبك اروپايى مربيانى از اتريش آورده بودند ولى با وجود زحمات زيادى كه اين افسران متحمل مىشوند ، نتيجه چندان رضايت‌بخش نيست . واحد توپخانه از دو قسمت قديم و جديد تشكيل شده است : توپخانه‌ى جديد شامل سه آتشبار و هركدام داراى شش فروند توپ اوخاتيوس است كه تحت فرماندهى مربيان اتريشى قرار دارد و يك آتشبار توپ صحرايى كه در پشت قاطرها قابل حمل و نقل است . اين توپ‌ها در كشورى كه عارى از هرگونه جاده‌ى درست و حسابى است ، بهترين نوع سلاح جنگى به شمار مىروند . توپخانه‌ى قديم متشكل از بيست فوج است كه در مجموع داراى پنج هزار نفر و دويست فروند توپ با انواع كاليبرهاى متفاوت است . بعضى از اين توپ‌ها گلوله‌هاى مخصوص به خود دارند و بعضى ديگر اصولا فاقد گلوله‌اند . توپچيان قديمى را از روى لباس‌هاى خاكسترى رنگ مخصوصى كه نوارهاى سياه دارند ، مىتوان شناخت . در حال حاضر از وجود آنها و اسب‌هايشان براى بردن كالسكه‌هاى اندرون استفاده مىكنند . كشور ايران در سابق توپچيانى داشت كه سوار بر شتر مىشدند و مجهز به زنبوركى بودند كه روى محورى كه به زين شتر نصب شده بود ، مىچرخيد . اين زنبورك‌ها در سفرهاى متعدد شاه او را همراهى مىكردند و صبح و عصر به افتخار وى تيرهايى شليك مىشد . ولى مدتى است كه با پياده كردن آنها از روى شترها از شكوه تشريفات سلطنتى كاسته‌اند . قورخانه‌ى تهران به وسيله‌ى ناصر الدين شاه تأسيس گرديده است . در اين قورخانه چند توپ ريخته شده و حتى در لوله‌ى آن نيز خط انداخته بودند ، ولى تلاش كارگران زياد رضايتبخش نبود ؛ به اين جهت حالا كاركنان قورخانه جز تعمير تفنگ‌هاى ارتش در زمينه‌ى اسلحه‌سازى كار ديگرى انجام نمىدهند ؛ ولى از بقيه‌ى اوقات اضافى آنها براى ساختن آويز ، صندلى ، ميز باغچه و ساير اسباب و آلات مسى و آهنى مشابه استفاده مىشود . باغ جهانگير خان - كه مالك آن انسانى مهمان‌نواز و دوست‌داشتنى است - مملو از وسايلى است كه در همين قورخانه ساخته شده . شاه حتى يك باب بيمارستان نظامى يا « مريضخانه » نيز با چند تختخواب از ساخت قورخانه‌ى مزبور داير كرده ولى پول تخصيص داده شده براى اداره‌ى بيمارستان ، هرگز از جيب متصديانى كه