ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

317

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

ايرانيان ازدواج موقت هم دارند كه مدت دوام چنان ازدواج‌هايى برحسب توافق طرفين ، چند سال يا چند ساعت است . كودكانى كه از اين ازدواج عجيب حاصل مىشوند ، كودكان مشروع و حلال‌زاده شمرده مىشوند . طلاق كه بين شوهر و زن بسيار ساده است ، مانع از آن نيست كه مرد دوباره همان زن را به حباله‌ى نكاح خود درآورد ، مشروط بر اينكه در فاصله‌ى طلاق و ازدواج مجدد ، زن به‌طور واقعى يا صورى با شخص ثالثى ازدواج كرده باشد « 1 » . بردگى غيرقانونى نيست ، ولى از نظر ايرانيان مكروه و نفرت‌آور است . آنان با برده‌ها كه اغلب از افراد سومالى يا زنگبار هستند با منتهاى محبت و ملايمت رفتار مىكنند و حتى آنها را جزئى از افراد خانواده خود به شمار آورده و با عنوان بچه يعنى فرزند خود به آنها خطاب مىكنند . سازمان ادارى و حكومتى ايران از عصر ساتراپ‌ها تغييرات زيادى نكرده است . مىتوان گفت كه بيگلر بيگىها - يا والى ايالات - در واقع وارثان بلافصل همان ساتراپ‌ها هستند . اگر واضح‌تر بگوييم انتصاب اين حكام معلول نوعى مزايده‌ى دولتى است . منتظر الحكومه‌ها قبلا برآورد مىكنند كه از هر ايالتى چه مبلغ عايدى در خواهد آمد و از آن مبلغ چقدر به صندوق دولت و چقدر به عنوان مداخل به جيب والى ريخته خواهد شد . در عيد نوروز داوطلبان بيگلربيگى بودن مبالغى به شاه پيشنهاد مىكنند تا فرمان حكومت ايالت موردنظر را به دست آورند . كسى كه از ميان آنان بيش از همه پول پيشنهاد كرده است ، طبعا فرمان به نام او صادر مىشود و حاكم جديد بلافاصله براى تأمين مبلغ پيش‌بهاى تقديمىاش - كه تمامى اين پول‌ها در نهايت از كيسه‌ى ضعيف فردفرد ساكنان حوزه‌ى مأموريتش پرداخت خواهد شد - به ايالت خود حركت مىكند . بيگلربيگى كليه‌ى قدرت‌هاى مدنى ، نظامى ، ادارى و قضايى منطقه را يك جا در شخص شخيص خود جمع كرده است . كسانى كه زير فرمان او كار مىكنند عبارتند از حاكم‌ها يا به عبارت امروز فرمانداران ولايات كه اين حاكمان نيز به نوبه‌ى خود بر كلانترها ( نوعى شهردار ) ، بر داروغه‌ها ( رئيس شهربانى ) و بر كدخدايان ( رؤساى محلات در شهرها يا شهردار قصبات ) فرمان مىرانند . در اغلب موارد هركدام از اين

--> ( 1 ) . بديهى است نويسنده مىخواهد موضوع محلل را در اسلام عنوان كند . ولى اصل مسئله را ظاهرا درست نفهميده است . م .