ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
315
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
سهام دولتى و بنگاه معاملاتى رسمى است ، در نتيجه اين چند نفر [ در هر شهرى ] در برابر وثيقهى قابل اطمينان با ربح 25 تا 30 درصد وام مىدهند . بعضى ديگر سرمايهى خود را در اختيار تاجرى مىگذارند . او اين سرمايه را به كار مىاندازد و در سر موعد معين سود حاصله را مىپردازد . ولى همهى اينگونه آدمها به ندارى و فقر تظاهر مىكنند تا چيزى از ثروت آنان به كيسهى مأموران دولت نرود . تعداد زيادى واسطه و دلال نيز وجود دارد و ظاهرا هيچ معاملهيى بين دو طرف ذينفع ، بدون مداخلهى اين دلالها نمىتواند به نتيجه قطعى برسد . كسى كه مىخواهد چيزى را بفروشد يا بخرد يا اجاره كند و يا اجاره بدهد ، خود رأسا به اين كارها دست نمىزند ، بلكه به يكى از اين واسطهها متوسل مىشود . حرفهى دلالى حرفهيى ساده ، پرسود و بسيار باب طبع ايرانىها است ، چون ضمن اشتغال به آن مىتوانند به هرگونه زرنگى ، حيله ، حقه و فوت و فنهايى كه در ضمير اغلبشان نهفته است ، دست بزنند . اصفهانىها و شيرازىها به علت كاركشتگى در دورنگى و حيلهگرى در دلالى شهرتشان از همه بيشتر است . درحالىكه اگر دقيقا بررسى شود اين سخنى بيش نيست . چون اصولا هر ايرانى از صدر تا ذيل ، در حيطهى عمل خود بالفطره دلال بوده يا هست يا خواهد بود : وزير در مزايده ايالت ، كارمند براى گرفتن پست ، فرد بىسروپايى كه دستش به هيچ عرب و عجمى بند نيست براى گرو گذاشتن لباس و كاسه و كوزه كهنه يا يك ماهىتابه . سودى كه از اين رهگذر عايد مىشود ، به مداخل معروف است . حتى خود شاه نيز به چنين عوايد مختصرى بىتوجه نيست ، در برابر پيشكشى از تقصير مجرمين مىگذرد و يا القاب پر آب و تابى به عاليجنابان اعطا مىكند . ميرزاها طبقهى خاصى را - كه بسيار باهوش و سريع الانتقال ولى پرشروشور و آشوبطلب هستند - تشكيل مىدهند . ميرزا اصطلاحا عنوان افراد تحصيل كرده است ، ولى در مفهوم وسيعتر به كسانى اطلاق مىشود كه براى احراز مشاغل ، تعليم و تربيت خاصى ديدهاند و شايستگى ادارهى كارهايى را نيز دارند . بدبختانه هميشه ميزان تقاضا از عرضه بسيار زيادتر است و با وجود جاى خالى محدود ، تعداد بىشمارى داوطلب اشغال پستهاى پر آب و نانى هستند . به اين جهت ميرزاهاى بىكار - كه دستشان از همه جا كوتاه است - سراسر زندگى خود را با شركت در دسيسهها و توطئههاى دايمى به سر مىبرند تا شايد بتوانند جاى پايى براى خود دست و پا كنند . آنهايى كه توفيق