ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
314
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
هميشه از مسلمانان فاصله گرفتهاند ، بىشك كمتر خون خارجى در رگهايشان جارى است . بعضى از مردمى كه در واحههاى دور افتاده يا كوهپايههاى صعب العبور زندگى مىكنند نيز نظير زردشتىها نسلشان دست نخورده مانده است . ازاينرو لهجهى كوهنشينان قهرود « 1 » شباهت زيادى به زبان پهلوى دارد . قبايلى نيز كه ريشهى عرب دارند ، در سواحل خليج فارس ساكن شدهاند . تركها و فارسها به دو دستهى چادرنشين ( ايلاتىها ) و ثابت و يكجانشين ( تاجيكها ) تقسيم مىشوند . چادرنشينها افرادى نيستند كه دايما گلههاى خود را در جستجوى چراگاههاى تازه از جايى به جاى ديگر بگردانند بلكه آنها با كشاورزى و نيز چوپانى امرار معاش مىكنند . آنها همه ساله در زمستان در منطقهى معين و ثابتى اقامت دارند و حتى آنهايى كه مرفهترند ، مخصوصا تيرههايى از نژاد ايرانى نظير كردها ، بختيارىها و لرها داراى خانه و زندگى نيز هستند . بعد از جمعآورى خرمن ، همهى آنها كوچك و بزرگ بهطور دسته جمعى راهى ييلاقهاى خوش آب و هوايى مىشوند كه در دامنهى كوهستانها قرار گرفته و هميشه اختصاص به آنها داشته است . اين قبايل به وسيلهى رؤسايى كه اغلب سمتشان موروثى است ، اداره و رهبرى مىشوند . مجموع ايلات و عشاير - اگر چادرنشينان اعراب جنوب غربى و بلوچهاى كرمان و مغستان « 2 » ؟ را هم به شمار آوريم - در حدود يك چهارم و حتى يك سوم كل جمعيت ايران است . چادرنشينان از رهگذر گلهها و محصولات زراعىشان و روستاييان از عوايد مزارع خود زندگى مىكنند . ولى افراد شهرنشين يا تاجيك ، پيشهور ، تاجر ، دلال ، ميرزا ، كارمند دولت و يا ندرتا نزولخوار هستند . پيشهوران و تاجرها نظير همكاران اروپايى خود جنس را به قيمت ارزان مىخرند و تا آنجا كه تيغشان ببرد به قيمت گران مىفروشند . اين دو دسته ، تشكيلات صنفى نيز دارند و كسى را به نمايندگى خود انتخاب مىكنند تا بهطور نيمهرسمى بين آنها و مقامات دولتى واسطه باشد . براى اين كار صندوق مشتركى نيز دارند كه اعضاى صنف به فراخور حال مبلغى مىپردازند . تعداد نزولخواران بسيار كم و معدود است ، زيرا دولت ايران نه وام مىدهد نه داراى
--> ( 1 ) . در اصل Korhoud چاپ شده است و ظاهرا قهرود صحيح است . لهجه قهرودى از لهجههاى مركزى ايران است . م . ( 2 ) . moghistan : احتمالا منظور مكران است .