ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

246

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

جز اينكه هرچه را كه از آنجا خريده است ، پيش يك صراف ارمنى گرو بگذارد تا با پول آنها دوباره بتواند خود را به اروپا برساند . اينجا عجله هم فايده‌يى ندارد . سايه روشن بازار براى هر نوع اغفال و فريب كه عتيقه‌فروشان ايران ، نظير هم‌قطاران اروپايى خود ، با تردستى عجيبى به كار مىبرند ، محل بسيار مناسبى است . از طرف ديگر اگر انسان جلو وسوسه‌ى درون و بازارگرمى عتيقه‌فروشان را بگيرد تازه به چنگ دلال‌هاى بىشمار خواهد افتاد كه فورا سراغ غريبه‌يى را كه تازه وارد شهر شده است مىگيرند و حتى براى قالب كردن يك جنس قلابى در هتل نيز دست از دامن او برنمىدارند : « اين جعبه‌ى خاتم را تصادفا پريروز خريده‌ام » و بعد با قسم و آيه مىخواهند بقبولانند كه آن قبلا متعلق به همسر سوگلى فتحعلى شاه بوده است . يا « اين شمشير قديمى محققا همان شمشيرى است كه نادرشاه با آن در نبرد كرنال گردن يك راجه‌ى هندى را زد » ؛ « نقاشىهاى اين جعبه كار نقاش معرف دربار شاه عباس است » . اين دلالان بدجنس براى هيچ ، هزار بار سوگند دروغ ياد مىكنند و مثلا مىگويند كه اين تبرزين كه به دست عتيقه‌فروشان اصفهانى يا همدانى ساخته شده و با آخرين كاروان به دست او رسيده است ، همان تبرزين مشهورى است كه رستم آن را از دست پدربزرگش گرفت و ديوسفيد بزرگ را با آن مغلوب ساخت . يا شمشيرى كه اخيرا در كاروانسراى حاجى رحيم‌خان رنگ و زنگ قدمت خورده است ، همان شمشيرى است كه با آن اين قهرمان بخت برگشته سر فرزندش سهراب را ، بدون آنكه او را بشناسد ، شكافت . در بازار نه تنها براى حرفه‌هاى مختلف ، بلكه براى صاحبان اديان خارج از اسلام و اقليت‌ها نيز بخش‌هاى خاصى در نظر گرفته شده است . ارمنىها بازار و كاروانسرايى منحصر به خود دارند . زردشتىها نيز در سراى درازى داد و ستد مىكنند كه بالاى سردر اغلب دكان‌هاى آن تصاويرى از صحنه‌هاى شاهنامه نقاشى شده است تا از طريق آنها به همه نشان دهند كه اينان بازماندگان واقعى و نمايندگان بر حق نژاد اصيل و قديم ايرانىاند . در بازار ، مسجدهايى نيز وجود دارد . به نظرم در حدود چهار باب . ولى در اين مورد اطلاعات من نمىتواند دقيق و درست باشد ؛ زيرا روزى وسوسه شدم يكى از آنها را از نزديك ببينم ، بلافاصله از هر طرف فرياد « اجنبى ! اجنبى ! » بلند شد . در همان لحظه باربرى گريبانم را سخت گرفت و مرا پيش مرد معممى برد . اين معمم با تمام زورى كه در