ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

238

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

تعقيب است . هر جنايتكارى اگر خود را به پاى آن توپ برساند ، ديگر بر حريم آن كسى را جرأت تجاوز نيست . از چنين امتياز عجيب و بىسابقه‌يى بعضى از مساجد ، بيرق‌هاى نظامى ، طويله‌ى رجال و سفارتخانه‌ها نيز برخوردارند . عصرها ميدان شاه پر از جمعيت كثيرى مىشد كه براى شنيدن كنسرت عجيبى به نام موسيقى هزار ساله - كه نوعى شامگاه شاهانه بود و احتمالا مبناى آن از پادشاهان زردشتى سرچشمه مىگرفت - سر و دست مىشكستند . يك ساعت و نيم پيش از غروب آفتاب يك دسته اركستر نظامى با كرناها و نقاره‌ها در وسط ميدان مستقر مىشد . در همين موقع افراد دسته ديگرى نيز با شيپورهاى بسيار بزرگ در جايگاه مخصوص نقاره‌خانه جا مىگرفتند . آن‌گاه توفانى از سر و صدا و نواهاى مختلف از ميدان شاه به آسمان برمىخاست و طنين آن حتى در محله‌هاى دوردست نيز شنيده مىشد . شروع آهنگ ملايم و غم‌انگيز بود ، رفته‌رفته اندوهناك‌تر و دلخراش‌تر مىشد تا اينكه در كمال تأثر و نااميدى به پايان مىرسيد : نقاره‌ها آهنگ عزا مىنواختند . كرناها هق‌هق گريه مىكردند . سرناها مىناليدند و شيپورها غرش عجيبى داشتند . سرانجام اين هياهو و ناله‌هاى عجيب درست در آن لحظه‌يى كه خورشيد - نماد معروف ايران - پشت كوه‌هاى البرز از نظرها ناپديد مىشد ، به فرياد شكوه‌آميز تكان‌دهنده‌يى تبديل مىشد و در آن دم خاموش مىگرديد . كوچه‌ى نقاره‌خانه كه در ميان ديوارهاى ارگ و بازار امتداد داشت ، ميدان شاه را به در ورودى سبزه ميدان وصل مىكرد . سبزه ميدان روبه‌روى يكى از درهاى ارگ واقع است . در طرفين اين در دو برج كنگره‌دار باشكوه قرار دارد كه كاشىهاى آبىرنگى سرتاسر آن را به خوبى پوشانده است . اين ميدان به وسيله‌ى شاه فعلى تجديد بنا و حجره‌ها و مغازه‌هاى سرپوشيده‌ى وسيعى به ساختمان‌هاى قبلى آن اضافه شده است . در اين مغازه‌ها بيش‌تر اروپاييان مخصوصا ايتاليايىها به داد و ستد مشغول بودند و اجناس مختلفى از قبيل : پيراهن ، تپانچه ، تابلوهاى نقاشى ، جعبه‌هاى كنسرو ، وسايل خاتم‌كارى ، اسباب و لوازم خانه و چيزهاى ديگر را به قيمت سرسام‌آورى مىفروختند . از سبزه ميدان به وسيله سه مدخل باشكوه مىتوان وارد بازار شد . بازار به تنهايى شهر بىكم و كاستى است كه در طول روز در حدود بيست تا بيست و