ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
234
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
است ، ولى اروپاييان متشخص رفت و آمد به آنجا را دون شأن خود مىدانند . براى ديدن سيماى واقعى و قديمى تهران - سيمايى كه پيش از تقليد از الگوى شهرهاى اروپايى داشته است - بايد به محلههاى آرام و خلوتى كه طبقات متمول و بازرگانان آسايشطلب بازار ساكن هستند ، سرى زد . در اين محلهها ، كوچهها به قدرى به هم شبيه است كه به سادگى مىشود يكى را به جاى ديگرى گرفت . ديوارهاى بلند گلى بهطور يكنواخت و ملالآور چنان خانهها را پشت سر خود پنهان مىسازد كه جز نوك بعضى از درختان حياط چيز ديگرى از بيرون ديده نمىشود . اين درختها از باغچهى خانهها سر برآوردهاند ، مگر خانههاى اشخاص خيلى فقير و ندار كه چون حياط و باغچهيى ندارد ، طبعا درختى نيز در داخل آن ديده نمىشود . درهاى كوتاه و كلفتى كه بند و بست آهنى دارند در دل ديوار قرار گرفتهاند و مستقيم به حياط باز مىشوند . اگر صاحبخانه به زيارت مكه توفيق يافته باشد ، تصوير كعبه و درختان سرو را بالاى سردر خانه گچبرى مىكنند و مؤمنان از روى اين تصاوير مىدانند كه اينجا خانهى يك حاجى است . گاهى از خلال درى نيمه باز ، مىشود داخل حياط را تماشا كرد : اول يك حياط كوچك با درختان انار و تبريزى . در وسط آن حوضى با آب جارى صاف و زلال ، در ته حياط ساختمانى مركب از يك طبقهى همكف و بهندرت طبقهيى ديگر بالاى آن . هر خانه از دو قسمت تشكيل يافته است : بيرونى و اندرونى كه اندرون اختصاص به زنهاى خانه دارد و تنها صاحبخانه به آنجا داخل مىشود . پشتبامها به صورت مهتابى است و تعداد زيادى از اشخاص معتبر و متعين روى قالىهايى كه آنجا پهن است ، مىنشينند و غرق در دنياى مخصوص خود پكهاى محكم و پىدرپى به قليان مىزنند . جاهاى گود روبازى كه در فواصل معين حتى درست در وسط كوچهها ساخته شده است ، به آن عده از ساكنان محل كه دسترسى به آب ندارند امكان آن را مىدهد كه بدون ايجاد مزاحمت براى همسايگان از آب قنات استفاده كنند . اين منابع آب با وجود حسن بزرگشان پرتگاه خطرناكى براى عابران نابلد نيز به شمار مىروند . ولى ظاهرا ايرانىها به اينگونه مسائل چندان اهميت نمىدهند ، چون در اغلب جاها بناهايى كه مشغول بنايى بودند وسط كوچه را كنده بودند تا شنهاى موجود در خاك را به مصرف كار بنايى برسانند . بدا به حال آن فرنگى ناآشنا كه بخواهد شبانه بدون همراهى فراش و كمك نور