ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
223
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
( يعنى تميز ؟ ) « 1 » براى اين شهر اسم كاملا بامسمايى است . دور شهر حصار بلندى كشيده شده كه گويا نقشهى آن از روى استحكامات شهر پاريس اقتباس شده است . اين حصار دوازده دروازه دارد كه همه آنها كاملا شبيه دروازهى شهر قزوين است . بيرون اين حصار ، حومهى شهر كه اغلب وضع اندوهناكى دارد واقع شده و داراى ديوار ديگرى است كه به زودى همهى زمينهاى اطراف آنها را به صورت يك شهر تازه درخواهند آورد . جمعيت شهر و حومه بالغ بر صد و پنجاه هزار نفر مىشود . البته تعداد دقيق آن معلوم نيست . در تابستان هواى شهر به شدت ناسالم است ، به اين جهت آنهايى كه زندگى مرفهى دارند ، اين فصل را در ييلاقها و كوهستانهاى اطراف شهر مىگذرانند . اغلب صاحبنظران تبريز را كه در حدود صد و بيست هزار نفر جمعيت دارد ، از پايتخت پرجمعيتتر مىدانند . چون هنوز طرح راهآهنى كه قرار است هند را به اروپا بپيوندد و تهران در آن صورت يكى از مراكز اصلى اين شاهراه به شمار خواهد آمد اجرا نشده است ، تعداد جهانگردان در اين شهر بسيار معدود و انگشتشمار است . ازاينرو ورود يك مسافر تازه وارد به هتل پروو براى اروپاييانى كه در تهران اقامت دارند حادثهى جالبى محسوب مىشود . البته دربارهى ما نيز اين موضوع صادق بود : فرداى آن روزى كه وارد تهران شديم ، حسن خان ( پيشخدمت هتل ) بستهيى به همراه يك نامهى محبتآميز به دست ما داد كه خيلى ما را به تعجب واداشت . اين نامه را يك نفر بلژيكى نوشته بود و به شرح زير بود : بارون لويى دونورمان « 2 » همميهنى كه مدتها است در ايران به سر مىبرد و در دربار موقعيت بسيار خوب و در وزارت خارجه پست دبير كلى را دارد ، خود را از هر لحاظ در اختيار شما مىگذارد و از شما دعوت مىكند طى مدتى كه در ايران خواهيد بود ، او را مهماندار خود بدانيد . يك ساعت بعد با بارون دونورمان چنان صميمى شده بوديم كه گويى سالها است همديگر را مىشناختيم . بعد از اين ملاقات به همراهى ميرزا ( منشى آقاى دونورمان )
--> ( 1 ) . چون در سابق تهران را به صورت طهران مىنوشتند و عدهيى به غلط آن را از واژه عربى طهارت و طاهر [ ان ] دانستهاند ، ظاهرا نويسنده را هم در مفهوم اين اسم دچار اشتباه كردهاند . م . ( 2 ) . Baron Louis de Norman مهندس بلژيكى بود ؛ سپهسالار در سفر اول ناصر الدين شاه به اروپا براى استفاده از تجربه و تخصص وى در راهسازى او را براى ساختن راه در ايران استخدام كرد ولى از وجود او براى كارهاى ديگر استفاده شد . م .