ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
195
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
اهالى قصبه به دليل همين موضوع خيلى محتاط و دلنگران هستند . از طرف ديگر معلوم شد برخورد سردى هم كه در به دو ورود با ما داشتند ، از يك سوء تفاهم سرچشمه گرفته بود . اهالى ما را به جاى مأموران اروپايى كه پيش شاه خدمت مىكنند ، گرفته بودند . گويا اين مأموران حق دارند در موقع مسافرت وسايل و خوراك لازم براى خود و اسبها را - بىآنكه سر كيسه را شل كنند - از مردم سر راه مطالبه نمايند . چادرنشينان ، مأموران و تحصيلداران ماليات سرانه ، تنها باجبگير و مفتخورهايى نيستند كه موجب وحشت روستاييان مىشوند ، بلكه آفت بزرگ آنها نزديك شدن يك فوج نظامى است . وقتى كه محل مأموريت پادگانها عوض مىشود و آنها با دارودسته خود از جايى به جايى ديگر منتقل مىشوند ، همه افراد روستايى به محض اطلاع از چنين خبرى از زادبوم خود فرارى مىشوند . آنها بلافاصله فرشها ، حصيرها و اسباب و اثاث ناچيز ديگر خود را در صندوقهايى روى هم چيده ، بار الاغ مىكنند و با گلهشان ، قبل از آنكه سپاهيان گرسنه شاهنشاه از راه برسند و در مسير خود هر خانهيى را خراب و به صاحب آن ضربات قندان تفنگ حواله كنند و جز چشمى براى گريستن چيزى پشت سر خود باقى نگذارند ، راه كوه و صحرا را پيش مىگيرند . پيرمرد به ما مىگفت : در چنين مواقعى ، وقتى كه سربازان وارد دهكده مىشوند ، فقط گربهها مىمانند كه به استقبال آنها بروند ! آخرهاى شب كه مىخواستيم بخوابيم ، ژروم اعتراف كرد كه تمام روز را با دلواپسى و دغدغه خاطر گذرانده است . گويا از اولين ساعات روز تا حالا همهاش در انتظار يك حادثهى ناگوار بود . به اين علت كه امروز هم روز جمعه و هم سيزدهم ماه بود ! « 1 » كه ما از خرزان مىگذشتيم . شنبه 14 [ اكتبر ] . ديشب كدخدا كه ما را بدون كوچكترين كمكى از سر خود واكرده بود و ما خودمان هر طورى بود جل خود را از آب بيرون كشيديم ، امروز با وقاحت تمام مقابل دروازه جلومان را گرفته بود و رك و پوستكنده مىگفت :
--> - دربارهى كولى ، لولى قرهچى سوزمانى و . . . ر . ك : ايران امروز ، اوژن اوبن . ترجمهى ع . ا . سعيدى ، چاپ زوار ، 1362 ، ص 357 . م . ( 1 ) . عدد سيزده و روز سيزده به اعتقاد اغلب اقوام قديمى نحس و نامبارك است . اما تنها فرهنگ فاخر و شادىآفرين ايرانى است كه از اين پندار خرافهآميز ، روزى خوش و پرنشاط در دامن طبيعت به وجود آورده است و با جشن و سرور به جنگ نحوست آن مىرود . م .