ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
185
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
از چند خانهى محقر با ديوارهاى گلى بود كه اگر با خانههاى اغلب روستاييان خودمان مقايسه كنيم ، تميزتر و نظيفتر به نظر مىرسيد . بهطورى كه مىگفتند منجيلىها از اعقاب برزگران كرد ، از قبيلهى ريشوند هستند كه به وسيله شاه عباس اول در اين نواحى مستقر شدهاند . تا كمى پيش ، بين خود با نوعى زبان خاص و نامفهومى كه مخلوطى از تركى و فارسى بود صحبت مىكردند . شايد كنجكاوى بيش از اندازهيى كه در وجودشان نهفته است ، آخرين اثر از عادات زندگى ايلاتى آنها باشد ؛ زيرا به محض اينكه ما در يكى از اتاقهاى بالاخانه - كه از هر طرف در مسير باد بود - جا گرفتيم ، تمام بچههاى دهكده چون مور و ملخ به سوى ما هجوم آوردند . دفع شر اين كوچولوهاى مزاحم كار سادهيى نبود ، تا اينكه ژروم مجبور شد دست به شلاق ببرد و آنها را با ضربهى شلاق از كنار ما دور كند . بلافاصله سروكلهى پدرها پيدا شد كه ظاهرا براى عذرخواهى از مزاحمت بچهها آمده بودند ولى در واقع مىخواستند از تماشاى مجانى نمايش تهيهى شام ما بىنصيب نمانند . ما ناچار بوديم در ميان يك مشت جماعتى كه با دقت عجيب كوچكترين حركت ما را زير نظر داشتند ، غذا بخوريم . چنگال بيش از هر چيز ديگر تعجب و كنجكاوى آنها را برانگيخته بود . ظاهرا آن را يك ابزار عجيب و حتى خطرناك تصور مىكردند ، زيرا وقتى كه ما چنگال را به دهان نزديك مىكرديم فرياد تعجب و وحشت از زبان همه بلند مىشد . در اين موقع جوانان دهكده نيز از روى پشتبامهاى مجاور ما را تماشا مىكردند و مرتب متلك مىگفتند . سرانجام چون وقت برگشت گلهها نزديك مىشد ، تمامى روستاييان راه خود را كشيدند و رفتند . لحظهيى بعد الاغها ، گوسفندان ، بزها و چند رأس گاو كوچك - كه پشت آنها شبيه گاوان وحشى هند قوزى داشت - از جلوى چاپارخانه مىگذشتند . از شعارها و يادگارهايى كه روى ديوار نوشته بودند ، معلوم مىشد چاپارخانهى منجيل محل توقف اروپاييان زيادى بوده كه حوادث روزگار آنها را به ايران كشانده است . يك نفر فرانسوى به مسافران هشدار مىداد كه : « مواظب عنكبوتهاى سمى باشيد ! » يك انگليسى به او جواب داده بود : « كاتوليكهاى رومى زهرآگينتر از اين حشرات هستند ! » . انگليسى ، دوست من ! اين ناشى از يك كينهى مذهبى نيست ؟ من حاضرم شرط ببندم كه تو يكى از آن اشخاص ظاهر الصلاح و اندرزگويى هستى كه « انجمن انتشارات تورات » به خاطر وقار ظاهرى و تصنعىات تو را براى پخش كتابهاى مقدس به اطراف