ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
174
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
ريزبافترين پشهبندها نيز قادر نيست در قبال حملهى بيرحمانهى آنها كه توأم با وزوز مزاحم و اعصاب خردكنى است ، تاب مقاومت بياورد . گذشته از همهى اينها گيلان اغلب در معرض نوعى بادگرم يا اگر بهتر بگوييم سوزان قرار دارد . سوزان به اين معنى كه اين باد پوشش علوفهى پشتبامها را چنان خشك مىكند كه ممكن است آنها خود به خود آتش بگيرند و گاهى اين موضوع باعث خفگى حيوانات و حتى انسانها نيز مىشود . و اين باد موسوم به باد سام درياى خزر است . جمعه 6 [ اكتبر ] . علىرغم ميل باطنى خود كه نمىخواستيم از مهماننوازى آقاى شواب سوء استفاده كنيم ولى زودتر از آنچه مقدر بود ، حركت از رشت ميسر نشد . من و اوئيلن هر دو جريمهى بدى آب و هوا را پرداختيم . اينك كه كمى حالمان جا آمده است خود را براى ترك شهر آماده كردهايم . ديروز با محبت و راهنمايى ميزبان خود توانستيم يك جلودار همدانى پيدا كنيم كه پنج قاطر باركش ، سه اسب و به همان تعداد قاطرچى در اختيار ما بگذارد . با وى چنين قرار گذاشتيم كه ما را منزل به منزل تا قزوين برساند . البته با اين ترتيب سفر كردن ، هم خرج ما زياد خواهد شد و هم دير به مقصد خواهيم رسيد ولى درهرحال براى آنهايى كه باروبنهى زيادى به همراه دارند و مىخواهند به دلخواه خود سفر كنند ، جز اين چارهيى نيست . در جادههايى كه دولت مسؤليت حفظ و حراست منزلها را به عهده دارد و از رشت تا تهران تعداد زيادى از اين منزلها وجود دارد ، مىشود خيلى سريع سفر كرد ، به اين معنى كه در هر منزل كه فاصلهى چاپارخانهها بهطور متوسط در حدود چهار يا پنج فرسنگ است ، مسافر اسب خود را عوض مىكند و تند راه مىافتد . ولى مسافرى كه مىخواهد با اين روش سفر كند ، مجبور است به يك چمدان كوچك ، يك تكه نان خشك و يك كيسهى سبك انباشته از كاه قناعت ورزد . هر اسب چاپارخانه فرسنگى يك قران تمام مىشود ، يك نفر نيز به عنوان شاگرد چاپار جاده را به مسافر نشان مىدهد و مواظب است اسب را تندتر از سرعت مجاز راه نبرند و در ضمن اسبها را دوباره به منزل اولى برمىگرداند . هر فرسنگ كه مسافت آن نظير واحدهاى ما در مناطق مختلف فرق مىكند ، بهطور متوسط معادل شش كيلومتر است . اين كلمه براى كسانى كه با آثار گزنفون آشنا هستند ، بلافاصله عبارت فرسنگ « 1 » ها را به ياد مىآورد . از زمان داريوش تا به حال تصور مىكنم
--> ( 1 ) . Les Paresanges : واحد مسافت ايرانى كه از ايران به يونان رفته است . م .