ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
171
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
فصل دوازدهم گيلان رشت - هواى ناسالم گيلان - نحوهى مسافرت در ايران - سنگر - كهدم - چاپارخانهها - رستمآباد - تب گيلان - رودبار زيتون - پل دوباد - چاپارخانهى منجيل و يادگارهاى روى ديوار سهشنبه 3 اكتبر . بعد از آنكه رشت به فرمان داهيانهى شاه عباس اول به مركزيت گيلان ارتقاء يافت ، در سايهى موقعيت خاص اين شهر كه بين خليج انزلى و درهى سپيدرود واقع است و دروازهى عراق عجم به شمار مىرود ، بلافاصله اهميت بهسزايى كسب كرد . در اوايل قرن نوزدهم اين شهر در حدود شصت هزار نفر جمعيت داشت ، ولى طاعونهاى پشت سر هم تعداد جمعيت آن را تا بيست و پنج هزار نفر تقليل داد . احداث راهآهن كه بين تهران - رشت طرحريزى شده ، بىشك به بازيافتن عظمت ديرين آن كمك شايانى خواهد كرد . رشت با كوههاى پوشيده از درخت كه دور شهر را احاطه كردهاند و بر قلهى بعضى از آنها برف نشسته است ، منظرهى بسيار باشكوه و خيالانگيزى دارد . ساختمان خانهها با آجر پخته ساخته شده و پوشش آنها از سفال سبز رنگ است . باغهاى بزرگ و درختان فراوان كه اغلب آنها به صورت خودرو روييدهاند ، چهرهى دلباز و باصفايى به شهر مىدهد كه با منظرهى بسيارى از شهرهاى مشهور ديگر فرق دارد . هيچ بناى معظمى در اين شهر نيست ؛ حتى مساجد هم به سبك معمارى كاملا ابتدايى ساخته شده است . كاخ پهناور حاكم كه مقابل يك ميدان بزرگ پرچمن واقع است ، مشخصهى چشمگير خاصى ندارد . ولى سردر حمامها كه با نقش و نگار عجيب زينت يافته تا حدى معرّف ذوق