ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
4
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
در ولوشيسكا « 1 » بازديد مأموران گمرك روسى به خلاف انتظار ما بسيار كوتاه و سطحى بود . بعد از نگاه سادهيى به گذرنامههاى ما كه رواديد قفقاز را داشت ، مسئول مربوطه بدون آنكه به تفنگها و تپانچههاى ما توجهى بكند ، كه ما سخت وحشت توقيف و ضبط آنها را داشتيم ، به ما اجازهى عبور داد . بعد از گذراندن چهار روز و چهار شب در واگن سرانجام با شادى خاص گنبدها و صليبهاى طلايى كليساهاى اودسا را از دور مشاهده كرديم . درشكهيى كه رانندهى آن لباس گشاد و پف كردهيى از پارچهى مويين به تن كرده بود ما را به سرعت از دشت پر شنى كه ميان شهر و ايستگاه راهآهن قرار داشت ، گذراند . اودسا سه يا چهار هتل درجه يك دارد كه ما با توجه به گفتهى مورى « 2 » هتل لندن را انتخاب كرديم كه از غذاهاى عالى آن بسيار تعريف مىكرد و از اين جهت پشيمان هم نشديم . اودسا به رغم اهميت بازرگانىاش ، شهرى نيست كه براى جهانگردان چندان جالب و گيرا باشد . كوچههاى مستقيم كه در كنارشان به رديف درخت كاشته شده و خانههاى سنگىاش منظرهى يكنواختى به شهر داده است و با بسيارى از شهرهاى روسى تفاوت دارد . در واقع اين شهر ، بيش از آنكه يكى از شهرهاى روسيه باشد ، يك شهر بين المللى است . اسامى كوچهها اغلب به زبان فرانسوى و روسى نوشته شده است . در آن شهر همهى زبانهاى اروپايى و بسيارى از زبانها و لهجههاى آسيايى دائما به گوش مىرسد . براى ديدن كليساى بزرگ شهر ، دانشگاه ، موزه ، قصر امپراتور ، بازارهاى يهوديان و يونانىها و بازار بورس ، فقط يك روز وقت كافى است . بناى يادبود شاهزاده ورونتسوف « 3 » و مجسمهى دوك دو ريشليو از نظر هنرى آثار شايان تحسينى نبودند . مجسمهى ريشليو را در بولوارى مقابل پلكان عظيمى كه اين گردشگاه را با قسمت پايين شهر و بندر پيوند مىدهد و عصرها جمعيت زيادى دور آن گرد مىآيند ، قرار دادهاند . در فاصلهى دو كيلومترى شهر يك حمام آب معدنى به نام چشمهى نو ساختهاند كه ظاهر آن بسيار غمانگيز است . تراموايى كه به آنجا كشيدهاند از دشتى مىگذرد كه در سرتاسر آن درختان اقاقيا كاشتهاند و با كوچكترين وزش باد ، طوفانى از گرد و خاك همه جا را
--> ( 1 ) . Volochiska ( 2 ) . Murray : جان مورى نام ناشر معروف انگليسى است ( 1778 - 1843 ) كه براى راهنمايى جهانگردان مجموعهى باارزشى منتشر كرده بود . م . ( 3 ) . Woronzoff : اسم شاهزادهيى كه از 1845 تا 1854 نايب السلطنهى قفقاز بود . م .