ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
146
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
در آينده ، باكو به منزلهى مارسى « 1 » درياى خزر خواهد شد . در حال حاضر موقعيت تولون « 2 » را پيدا كرده است . دستهيى از ناوگان جنگى در مردابى در دماغهى بايلبورنى « 3 » لنگر انداختهاند . اين شهرك نظامى ، محل انبارها ، ساخلوها ، سربازخانهها ، و زرادخانههاى وابسته به دريادارى روسيه است . اين شهرك كليسايى نيز دارد . حوالى عصر تاتارها در طول جادهى بايلوف آبتنى مىكنند . مرد و زن در همان لباسهاى سادهيى كه نياكان اوليهى ما به تن مىكردند ، دل به لذت شنا مىسپارند . اگر يك مرد اروپايى سر برسد ، خانمهايى كه هنوز خوب در آب فرونرفتهاند ، تازه آبى كه كاملا صاف و شفاف هم هست ، از فرط عفت و پاكى ، فورا با اولين جامهيى كه دمدستشان باشد ، روى خود را مىپوشانند . اگر جاى ديگرى از بدنشان بيرون بماند ، چه باك ؟ ! البته در هر سرزمينى مفهوم عفت و پاكى يك جور تلقى مىشود . در اين گردش براى ما فرصت مناسبى پيش آمد كه نوع و چهرهى واقعى زن تاتار را خوب بشناسيم و از لباس وى كه هميشه در كوچه و خيابان زير پوششى از چادر گشاد و شطرنجى با خانههاى قرمز رنگ پنهان است ، تصوير درستى به دست آوريم . لباس زن تاتار بهطور ساده عبارت از نيمتنهى گلدوزى شدهيى است كه جلوى آن در قسمت گلو و سينه كاملا باز است و يك پيراهن زير كه بيش از نصف بدن را نمىپوشاند با يك تنبان گشاد پف كردهى بلند . اغلب زنان به ناخنهاى دست و پاى خود حنا مىبندند و ابروها را از طرف بينى با كشيدن وسمه « 4 » ، درازتر جلوه مىدهند . بعضىها نيز با همين رنگ روى گونهها و بالاى پيشانى را خال مىگذارند . براى اطلاع علاقهمندان بايد اضافه كنم كه زنان تاتار در آغاز جوانى زيبا و بسيار مليحند ، ولى وقتى قدم در آستانهى سالهاى مادرى مىگذارند ، خيلى زود پژمرده مىشوند و از رنگ و رو مىافتند . هر قدر سنشان بالا مىرود ، به همان ميزان چاق و چلهتر و رفته رفته به يك پارچه گوشت و چربى بدقواره تبديل مىشوند . زنان باكو كه خونشان با خون ايرانى سخت به هم آميخته است ، از زيباترين زنان تمام ماوراى قفقاز به شمار مىروند .
--> ( 1 ) . Marseille ( 2 ) . Toulon : بندر نظامى فرانسه واقع در كرانهى مديترانه . م . ( 3 ) . Bail - Bourni ( 4 ) . نويسنده به جاى لغت وسمه از كلمهى كحل يا سرمه استفاده كرده كه بديهى است اشتباه است و از سرمه به منظور ديگرى استفاده مىشود . م .