ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

139

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

خوب به كمك دوست قديممان سماور با صرف چند استكان چاى خستگىهاى راه و خاطره‌ى ناملايماتى را كه امروز بر سرمان آمده بود همه را از تن و ذهن خود دور كرديم . سه‌شنبه 19 . زير باران شديد از شماخلينسك حركت كرديم . به فاصله كمى از چاپارخانه جاده از گدار رود حاجىخان چايى « 1 » مىگذشت . در سمت چپ يك رشته تپه‌هاى لخت و متروك و در سمت راست روستايى در پشت توتستان‌ها واقع شده بود . تاتارهاى اين ناحيه ، ظاهرا در كشت و پرورش نوغان مهارت خاصى دارند . در فاصله‌ى سه‌ورستى چاپارخانه سورچى براى آنكه گردنه‌يى را دور نزدند اسب‌ها را به بيراهه‌ى پرگل‌ولايى انداخت . گل‌ها مقاومت كردند و ارابه از راه رفتن باز ماند . لازم بود اسبان ژروم و اسبان ما را به آن ببندند تا بشود چرخ‌ها را از ميان گل‌ولاى بيرون كشيد . در عرب « 2 » مجبور شديم باروبنه‌مان را در ميان اين همه گل و لجن به ارابه‌ى ديگرى منتقل كنيم . تمامى اين ناحيه كه با نهرهاى فراوانى آبيارى مىشود ، زمين‌هاى باتلاقى و حاصلخيز دارد . برنجزارها هر دو سوى جاده را احاطه كرده‌اند . خانه‌هاى روستايى در ميان انبوه درختان انجير ، توت ، انار ، بلوط و چنار چنان پنهان شده‌اند كه نمىشود آنها را خوب ديد . موهاى عظيم نيز دور چنارها پيچيده و به هر شاخه‌ى آن خوشه‌ى انگور آويزان است . كمى جلوتر ، در آق - داش « 3 » لزگىها را ديديم كه در آن ناحيه اسكان يافته‌اند . از روى دماغ‌هاى نوك‌تيز و لباس‌هاى چركسى مجهز به جا فشنگى و كلاه‌هاى استوانه‌يى شكلشان خيلى راحت مىشود آنها را از تاتارها باز شناخت . آق‌داش بيش از آنكه يك روستا باشد ، در واقع باغ بزرگى است كه در آن چند دستگاه خانه نيز به‌طور متفرق ساخته شده است . چاپارخانه‌ى آن نسبتا تميز است . متأسفانه شنيدن خبرى ناگوار نگذاشت كه از تماشاى مناظر اين بهشت كوچك لذت ببريم . خبر اين بود : ميان اين چاپارخانه تا چاپارخانه‌ى بعدى دست كم چهار رودخانه وجود دارد كه از روى آنها نمىتوان گذشت . رودهاى قره‌چاى « 4 » و گوك‌چاى « 5 » نيز طغيان

--> ( 1 ) . Hadjikhan - Tchai : آن‌طور كه در سفرنامهء صنيع الدوله آمده است ، در آن طرف‌ها شخصى به نام حاجى صدر الدين نخويى پل خوبى روى رود بنا كرده بود . شايد به همين دليل نويسنده اسم آن را حاجىخان چايى ذكر كرده است . م . ( 2 ) . Arab ( 3 ) . Ak - Dash : سنگ سفيد . م . ( 4 ) . Kara - Tchai : سياه رود . م . ( 5 ) . Gok - Tchai : كوىچاى ، يا كوك چاى به معناى رود كبود . م .