ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

103

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

فصل ششم ارمنستان عليا دو حادثه - دليجان - درياچه‌ى گوكچه و ماهىهاى قزل‌آلاى آن - صومعه‌ى سوانگا - هيچ شهرى مثل پاريس نيست - اولين چشم‌انداز ايروان - مهمانخانه‌چى عجيب روز دوم سپتامبر بعدازظهر به سوى ايروان حركت كرديم ، ولى چهارم سپتامبر به دليجان « 1 » رسيديم . چون در راه تمام وقت ما صرف رفع و رجوع كردن گرفتارىهاى پيش‌بينى نشده و نامنتظر شد . اوئيلن از خوردن كنسروهايى كه آنها را از الكساندراپول خريده بوديم ، مسموم شد و مرا هم در اين حيص و بيص عقربى نيش زد . هر دو سخت ناراحت بوديم . گاهى انواع مصيبت‌ها با هم از راه مىرسند و حتى بعد از دفع آنها نيز آثارشان براى مدت‌ها باقى مىماند . بعد از دليجان جاده از مسير پيچ در پيچى در كوه‌هاى شاه - داغ « 2 » كه سراسر پوشيده از جنگل بود ، بالا مىرفت و بالاخره در ارتفاع 2170 مترى به گردنه‌ى اشك - ميدان « 3 » كه با دهكده‌ى سمنوكا « 4 » فاصله‌ى بسيار كمى داشت ، مىرسيد . اين مسير به اعتقاد من حتى از خوش‌منظره‌ترين جاده‌هاى سويس هم زيباتر و باصفاتر بود . كمى بعد از ايستگاه يك دفعه گوك - چه « 5 » يا درياچه كبود در برابر ما نمايان شد كه تا چشم كار مىكرد ، آب‌هاى آبى سير آن در دامن طبيعت گسترده بود و كوه‌هاى بلندى نيز از هر طرف دور

--> ( 1 ) . Delidjan ( 2 ) . Chah - Dagh ( 3 ) . Echek - Maidan ( 4 ) . Semenouka ( 5 ) . در متن اصلى Gok - Tchai چاپ شده است ولى درست آن Gok - Tchai بايد باشد و در اصطلاح به گوكچه گولى يعنى بركه‌ى كبود معروف است . م .