ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
مقدمهء مترجم 11
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
كتاب قفقاز و ايران است . « 1 » نويسندهى اين سطور يقين دارد بسيارى از خوانندگان آگاه و صاحبنظر نيز پس از خواندن دقيق اين كتاب ، جملهى آن دولتمرد معروف و روزنامهنگار كهنهكار انگليسى را در موارد مختلف نه يك بار ، بلكه چندين بار بر زبان خواهند آورد . ازاينرو است كه هر پژوهشگر و جهانگرد خارجى كه بعد از اورسل دربارهى ايران و قفقاز مطلبى نوشته ، ناچار بوده است مطالب كتاب او را به عنوان مأخذى معتبر مورد توجه قرار دهد . كتاب حاضر از روى نسخهى نادرى كه از سوى كتابفروشى پلون « 2 » در سال 1885 در پاريس به چاپ رسيده و با عنايت بزرگوارانهى جناب استاد دكتر محمد امين رياحى در اختيار اينجانب گذاشته شده بود ، ترجمه شده و قسمت مربوط به ايران آن ، در فروردين سال 1353 توسط انتشارات زوّار در تهران چاپ و منتشر گرديد و در فاصلهى كوتاهى ناياب شد . شايد مقدر چنين بود كه ترجمهى متن كامل آن ، بعد از تجديدنظر لازم در ترجمهى فصلهاى مربوط به ايران ، مقارن با ايامى به دست چاپ سپرده شود كه به علت تحولات سياسى سالهاى اخير در اين منطقه ، نام سرزمينهاى واقع در آن سوى رود ارس ، بيش از پيش بر سر زبانها است و وقوف به اوضاع و پيشينهى تاريخى تكتك آنها مورد توجه و علاقهى عمومى است . همانطور كه مىدانيم به رغم تعويض نامهاى اصيل جغرافيايى و گذاشتن اسمهاى ساختگى روى شهرها و مناطقى كه عمرى به قدمت تاريخ دارند ، سرزمين قفقاز سرانجام به چند جمهورى جداگانه تقسيم شد ، ولى با تأسف فراوان باشندگان اغلب جمهورىها به جاى احساس امنيت و آسايش و تلاش براى بازسازى خرابىهاى گذشته و جبران عقبماندگىهاى ديرباز ، به تحريك دستهاى نامريى ، بىرحمانه به جان هم افتادهاند . درحالىكه اگر شرايط مناسب بود ، عقل چنين حكم مىكرد كه آنان بعد از سالها دورى از اصل و ريشههاى فرهنگى خويش ، با واقعبينى و دورانديشى ، به روزگار شيرين وصل و رفاه و تنعمى كه در انتظارشان بود ، بينديشند . . . . * * *
--> ( 1 ) . ر . ك : ايران و قضيهء ايران . 1362 . جرج . ن . كرزن . ترجمهى غ . وحيد مازندرانى ، ج 1 ، ص 443 . تهران : مركز انتشارات علمى و فرهنگى . ( 2 ) . Librairie Plon