ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
95
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
مخروطى شكل مىپوشاند . نقوش به هم پيچيدهيى كه در حاشيهى پنجرهها و درها كندهكارى شده ، كار ظريف و والايى است ؛ روى يكى از سرستونهاى داخلى عقابى در حال بلند كردن گوسفندى به هوا ديده مىشود . كشيش راهنماى ما مىگفت : « معلوم نيست كه اين كليساها را چه كسانى و براى كى ساخته و چه نامى داشتهاند . تنها خدا از آن آگاه است . » به نظر من حق با او بود . كمى دور تر از اين كليسا ، روى كنارهى مسيل عميق آرپاچاى ، مسجد مكعبى با يك منارهى هشت ضلعى بود كه به سال 1072 [ 464 ه ق ] به دستور « امير منوچهر » احداث گرديده است . صحن داخلى مسجد داراى سه رواق است و از هر لحاظ به مسجد قرطبه « 1 » شباهت دارد . ستونها به سبك رومى و دور تا دور متصل به تاقها است . از مسجد به سوى كليساى بزرگى رفتيم كه به شكل صليب يونانى بود و تاقنماهايى بيرون آن را زينت مىدادند . متأسفانه جلوخان سرپوشيدهى آن تماما از بين رفته بود ولى پنجرههايى كه بر بالاى در ورودى تعبيه شده بود ، كندهكارىهاى اعجابانگيزى داشت . سردر جنوبى آن داراى يك صفحه ساعت آفتابى بود كه در سمت چپش اين كتيبه خوانده مىشد : در ايام روحانى عاليقدر ، مرد مقدس خدا ، سرگيس « 2 » ، كاتوليكوس ارمنستان ، در دوران پرافتخار سلطنت گاگيگ ، شاهنشاه ارمنستان و گرجستان ، اينجانب كاتاميتره « 3 » ، ملكهى ارمنستان و دختر واساك « 4 » پادشاه سيونى ، به درگاه پر رحمت خداوندى پناه آوردم و بنا به فرمان همسرم گاگيگ ، شاهنشاه ، اين كليساى بزرگ را كه سنگ بناى آن قبلا توسط سمباط كبير گذاشته شده بود ، ساختم . ما اين خانهى جديد و جاويد خدا را به نشانهى اصالت معنوى و يادبود دائم برافراشتيم و اينجانب با تزيينات گرانبهايى كه هدايايى بودند ، از سوى اينجانب و از سوى خاندانم - يعنى از پسرانم سمباط ، آباس « 5 » و آشوط كه به پيشگاه مسيح تقديم شده است ، بر زيبايى آن كوشيدم . من ، تر - سرگيس « 6 » ، به خادمان كليسا دستور دادهام تا روز رجعت مسيح بدون كوچكترين عذر و بهانهيى بعد از درگذشت ملكهى با ايمان هر سال از آغاز ايام روزهى تجلى حضرت مسيح به مدت يك چله مراسم نماز مذهبى مخصوص حضرت عيسى را برگزار كنند .
--> ( 1 ) . La mezquita de Cordoue ( 2 ) . Sargis ( 3 ) . Catamitre ( 4 ) . Vasac ( 5 ) . Abas ( 6 ) . Ter - sargis