فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

54

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

بزرگى به وجود مىآورند و به وسيلهء جذب هوا صدايى مخصوص از آن برمىخيزد » . روى هم رفته پيشه‌وران هستند كه قسمت عمدهء كارها را انجام مىدهند و آنها آنقدر استطاعت ندارند كه بتوانند دائما قليان بكشند . اينجاست كه وجود شاگرد پنج شش سالهء دكان لازم مىشود . او در حالى كه قليان را در دست گرفته با دقتى كه يك كدبانوى خانه پيه‌سوزى را در اتاقهاى خانه مىگرداند ، قليان را بين پيشه‌وران و دوستان ارباب يا دوستان پدر خود مىگرداند . آنها نيز پس از اينكه با متانت يك كشيش و وقار يك شاهزاده سلام و تعارف مىكنند و از روى ادب و تواضع سينه و پيشانى خود را با دست لمس مىنمايند آن را مىگيرند و پس از يكى دو بار كشيدن به ملازم كوچك پس مىدهند . دوباره بين ميهمان و ميزبان سلام و تعارف رد و بدل مىشود و هر يك به كار خود مشغول مىشود . به طور كلى بلافاصله پس از طلوع آفتاب ، هنگامى كه بازار به اندازه‌اى كه مىتوان در آن كار كرد روشن مىشود ، كار شروع مىگردد و تا هنگامى كه روشنايى روز مبدل به تاريكى مىشود و كسبه و پيشه‌وران براى صرف شام و استراحت به خانه‌هاى خود مىروند ، اغلب آنها مانند زنبوران عسل به كار اشتغال دارند . چنين به نظر مىرسد كه صدها پسربچه‌اى كه همه جا در بازار ديده مىشوند عبارت زير را شعار خود ساخته‌اند . « من نيز كارى خواهم كرد و از آن كار لذت خواهم برد » . پس از صرف چندين ماه در بازار و بعد از يك سال راه رفتن و گردش كردن در آن ، شخص به اين نكته پى مىبرد كه زندگى بازاريها زياد هم قابل ترحم نيست . در فصل زمستان هواى بازار به نسبت گرم و در تابستان سرد مىباشد ؛ چنان كه اگر بيش از اين رعايت اصول بهداشت بشود و ميزان دستمزد بالاتر رود و از روشنايى و نور خورشيد بيشتر استفاده شود و ساعات فراغت كسبه نيز افزايش يابد . اين تصور براى انسان پيش مىآيد كه پيشه‌وران بازار از كارگران كارگاههاى مغرب زمين كه با ماشين كار مىكنند ( با وجود كليهء روشهاى جديد و استعداد آنها و ماشينهايى كه بر طبق آخرين اسلوب ساخته شده ) با نشاطتر و خوشحال‌تراند . در بازار ، پيشه‌وران و كارگران مىتوانند با شوق و ذوق بيشترى كار خود را انجام دهند . چه ، مراحل مختلف كار را خود انجام مىدهند . در حالى كه كارگرانى كه با ماشين كار مىكنند بايد به طور يكنواخت همان كار را مكرر در مكرر انجام دهند و هميشه يك قسمت از يك شيئى را بسازند و اغلب اين قسمت به قدرى كوچك است كه كارگر نمىتواند در مغز خود ، بين آن قسمت و كار تمام شده رابطه‌اى ايجاد كند . در اينجا اين موضوع كه آيا بهتر است مرد از كارى كه