فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
39
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
چندين حب آن را استعمال كنند و هيچگونه صدمهاى نبينند . اين سوء استفاده ، زيانهاى فراوانى دارد و از وزن بدن مىكاهد . معتاد روحا غمگين مىشود و قواى عقلانى او رو به ضعف مىگذارد ، شما مىتوانيد معتادان به ترياك را در جشنها و مجالس بزم و سرور بشناسيد . اين قبيل اشخاص خوابآلود هستند ، بندرت سخن مىگويند و به كندهء هيزم بيشتر شباهت دارند » . امروز بعد از بيست سال كه از نوشتن اين سطور مىگذرد تقريبا در هر قسمتى از ايران ، بخصوص خراسان و مشهد كه زوار در آنجا جمع مىشوند و همچنين در كرمان و كليهء شهرهاى كوچك و دهات و قصبات جنوب تهران قربانيانى يافت مىشود كه كليهء علايم مذكور در آنها مشاهده مىشود . در اغلب اين نواحى افراد مخبطى يافت مىشوند كه خود را به ابلهى مىزنند يا اين طور مىنمايند كه گرفتار يكى از ارواح خبيث شدهاند و برخى ديگر از آنها را در توقفگاههاى بين جادهها مىتوان ديد . اينها نمونههاى وحشتناكى از متكديان معتاد هستند كه تن بيمار خود را در جامههاى ژنده و كثيف پوشانيدهاند و با قيافههاى نفرتانگيز و نااميد به اتفاق كودكانى كه نسخهء اصل پدران خود هستند خود را به مسافران نشان مىدهند . اگر گفتهء پزشكان معاصر را قبول داشته باشيم كه توراث يكى از عوامل مهم زندگى است ؛ بنابراين تنها اشخاص خوشبينند كه از آيندهء كودكان ايرانى با پدران معتاد و مادران نادان ترسى ندارند . مىگويند هم اكنون هزاران كودك ايرانى را با دميدن دود ترياك به صورت آنها مىخوابانند يا براى همين منظور مادر ، قطعهء بسيار كوچكى از ترياك را زير ناخن خود جاى مىدهد و كودك را وادار به مكيدن آن مىكند . پس از بيرون آوردن شيرهء خشخاش پوست آن را با قدرى آب و شكر مىجوشانند و از آن شربتى تهيه مىكنند كه پس از صاف كردن مادران آن را به كودكان خود مىدهند تا آنها را بخوابانند . اين شربت را « شربت بچه » مىنامند . به اين ترتيب مىبينيم پس از اينكه اين دارو مراحل مختلف را طى مىكند چيز زيادى از آن به هدر نمىرود .