فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

19

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

شركت مىكردند و اسبهايى كه در اين بازى از آنها استفاده مىشد شباهتى ندارد . از اين گذشته ، عدهء دوچرخه‌سواران نسبت به مساحت ميدان بسيار ناچيز است . به طورى كه به زمين بازى دبستانى مىماند كه در ساعات تعطيل كودكان آن را ترك گفته و فقط چند كودك نگون‌بخت كه از ديگران عقب مانده‌اند با يكديگر مشغول بازى هستند . هم اكنون يك اصفهانى متجدد از علاقهء جوانان به اين تفريح جديد استفاده كرده و راه جديدى براى تجارت يافته است . وى تعدادى دوچرخهء كهنه را جمع‌آورى كرده و با كرايه دادن هر يك از آنها در مقابل مبلغى كمتر از نصف پنى « 1 » براى خود ثروتى گرد آورده است . در جلو مسجد « اياصوفيه » در استانبول نيز يك چنين فضاى باز وجود دارد . در اينجاست كه بايد گفت جوانان استانبول با جوانان اصفهانى رقابت مىكنند . سال گذشته ، روزى هنگام غروب ، مردى كه كارش كرايه دادن دوچرخه در ميدان « اياصوفيه » بود سر و كارش با گزمه افتاد . از اين قرار كه بدون هيچ گونه اطلاع قبلى دو كاميون بزرگ ، كه در آنها پنج شش نفر پليس ترك جاى گرفته بودند ، سررسيدند و پس از معاينه پنجاه يا شصت عدد دوچرخه‌اى كه وسيلهء كسب آن مرد بود ، آنهايى را كه گمان مىرفت از دوچرخه‌هاى مفقود شده يا بىصاحب است در كاميونها ريختند و بردند و تنها هفت دوچرخه براى آن مرد باقى گذاشتند تا كسب خود را ادامه دهد . از ايوان خنك « عالىقاپو » مىتوان صفحه‌اى از زندگانى روزانهء مردم اصفهان را مطالعه كرد . صفحه‌اى از دفتر خاطرات من كه سال گذشته آن را تهيه كرده‌ام مناظرى را كه از صبح تا ظهر مىتوان از ايوان « عالىقاپو » مشاهده كرد نشان مىدهد . ساعت نه و پانزده دقيقه دهم ماه مه 1930 ، درويش محترم و سالخورده‌اى با محاسن فراوان و سر و روى ناشسته در مدخل عالىقاپو نشسته و براى دريافت پول روزانهء خود سلام مىكند و در مقابل پشيزى كه به او داده مىشود براى بخشش‌كنندگان طلب آرامش و صلح و صفا مىنمايد . ساعت نه و نيم ، قاطرى كه در زير اشعهء گرم آفتاب به زحمت طى طريق مىكند در ميدان شاه ديده مىشود ، در حالى كه مرد مسنى با ريش و سبيل حنا بسته با كمك يك پسربچه جعبهء ناصاف و بدساختى از چوب سفيد را بر روى آن نگاه داشته است .

--> ( 1 ) . Penny هر پنى تقريبا معادل يك ريال است . - م .