فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
347
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
جداگانهاى است كه آب آن مستقيما از كوه مىآيد . اكنون مقامات سفارتخانه ترتيباتى دادهاند كه اين آب به اروپاييان فروخته شود . بازارهاى تهران هنوز باقى است . خارج و داخل اين بازارها هر دو جالب توجه مىباشند و در آنها گوشهاى از زندگى مردم ايران را مىتوان مشاهده كرد كه با زندگى خارج از آن كاملا متفاوت است . مثلا در اينجا كه حدودا كمتر از يك كيلومتر با خيابان لالهزار و ادارات دولتى فاصله دارد حتى در اين روزهاى بحران اقتصادى مرد سالخوردهء ايرانى را با سبيلهاى حنا بسته مىبينيد كه بىخبر از جريان امور به كار خود ، يعنى وام دادن پول مشغول است . در جلو او كاسههايى مملو از سكههاى رايج نقره و مسين تقريبا هر كشورى ديده مىشود . ممكن است انسان دستهاى خود را ، همانطور كه در يك ظرف بزرگ سبوس « 1 » فرو مىكند ، در اين كاسهها فرو كند و هديهاى به صورت يك سكهء شاه عباسى از آن بيرون آورد . وى در مقابل آن چند سكه از كشورهاى مختلف از شما مطالبه مىكند . ولى در تمام موارد با زيركى معامله را به نفع خود تمام مىكند . در بازار يكى دو دكان يافت مىشود كه تازه وارد مىتواند اشياء واقعا جالب توجهى خريدارى كند . به دليل عجيب و نامعلومى ، ايرانيان از بازارهاى خود احساس شرمندگى مىكنند و احداث مغازههاى معمولى را در خيابانها تشويق مىكنند . مساجد تهران در درجهء دوم اهميت قرار دارد . در حال حاضر در تهران به مدارس خيلى توجه مىشود . ولى هنوز بهترين آنها مدارسى است كه وابسته به مبلغان امريكايى است . به تقريب در 5 / 4 كيلومترى تهران در بالاى يك جاده بسيار بد و نفرتانگيز ، كه حتى از جادههاى بيرون شهر مشهد بدتر است ، يك كوه خاكى است كه بقاياى شهر رى يا « راگا » پايتخت ماد قديم است و زمانى يك ميليون تن جمعيت داشت . اين تپههاى خاكى وقتى محل كاوش گردآورندگان كنجكاو مجموعههاى اشياء عتيق بوده است . اكنون كاوش اين تپهها براى يافتن سكه و كاشى و غيره از طرف دولت ممنوع شده است . از اين تپههاى خاكى گنبد طلايى زيارتگاه حضرت عبدالعظيم يا « شهر بست » كه ناصر الدين شاه در آن به قتل رسيد و خونش را به گردن بهاييها انداختند ديده مىشود . در گرماى تابستان مأموران انگليسى و اروپايى در معرض نسيم خنك قلهك ، كه در
--> ( 1 ) . Branpie ظرف پر از سبوسى كه اسباببازيهايى در ميان آن پنهان مىكنند و كودكان هنگام عيد ميلاد مسيح دست در آن مىبرند و هر كسى بازيچهاى از آن بيرون مىآورد . - م .