فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

344

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

كمر لباس آنها باريكترين كمرها در خاورميانه است . دكانهاى بسيارى يافت مىشوند كه جوانانى با چهره‌هاى رنگ‌پريده و خسته به رديف در آنها نشسته و به پيچيدن سيگار اشتغال دارند و چنين به نظر مىرسد كه از عشق بويى نبرده‌اند . در لاله‌زار ، مانند ساير قسمتهاى ايران ، تضاد بسيار مىتوان مشاهده كرد . در اين خيابان نمونه‌اى از چگونگى ذخيرهء آب شهر ديده مىشود . در اين خيابان كوچك و پرآمد و رفت ، كه به طرز ايرانى احداث شده ، آب جريان دارد . اين آب حتى از آب‌رو نمىگذرد بلكه از كنار پياده‌رو مىگذرد . در فواصل نامرتب گودالهايى احداث گرديده كه دكانداران مىتوانند مقدار مصرفى آب خود را از آن تأمين كنند . اين گودالها طورى است كه تمام زبالهء خيابان در آن جاى مىگيرد ، در حالى كه هيچ‌گونه اقدامى براى محافظت عابران يا مطلع كردن آنها از وجود اين گودالهاى به عمل نمىآيد ، به طورى كه اگر رهگذر كاملا مواظب و مراقب نباشد ممكن است در يكى از آنها بيفتد . هيچ كس نسبت به اين عمل اعتراض نمىكند . اين گودالها در وسط خيابانها نيز احداث شده است ؛ ولى رانندگان وسائط نقليه با مهارت از آنها احتراز مىكنند . موضوع آلودگى آب و عدم رعايت اصول بهداشت در تهران و سراسر ايران مسأله‌اى است كه مردم مغرب زمين از درك آن كاملا عاجز مىباشند . اروپاييان نمىتوانند طرز فكر ملتى را كه عواقب مسلم و آشكار خود را ناديده گرفته تقدير كنند . آن هم در كشورى كه همه نوع بيماريهاى زيان‌بخش در آن شيوع دارد . بعضى از اوقات اين انديشه براى انسان پيش مىآيد كه اگر آفتاب ايران نبود حتى يك تن هم در اين سرزمين زنده نمىماند . در اينجا ، يعنى پايتخت ايران ، در پشت ديوارهاى سفارت انگلستان در خيابان سفرا « 1 » جوى آبى در يك آب‌رو باز در جريان است كه هر روز صبح مردم سبزيجات ، آشغال گوشت دكان قصابى ، البسه چركين و دستها و پاهاى خود را در آن مىشويند . گاهى نيز يك عكاس آماتور فيلمهاى خود را در آن شست‌وشو مىدهد . تمام اين كارها در يك جوى آب انجام مىگيرد . در حالى كه قدرى پايين‌تر ممكن است شخصى عطش خود را با همان آب فرو نشاند . لازم به تذكر نيست كه سفارت انگلستان داراى چشمه آب

--> ( 1 ) . در متن Boulevard des Ambassadeurs كه همان خيابان سفارتخانه يا علاء الدولهء سابق و فردوسى كنونى مىباشد . - م .