فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
305
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
قزوين و تبريز جادهء تهران به تبريز به مسافر نظريهء كاملا جديدى از ايران مىدهد . صحارى جنوب ، در شمال مبدل به قطعاتى از زمينهاى حاصلخيز مىشود . اولين قسمت جلگهء قزوين زياد جالب توجه نيست و اين شهر تاريخى ، كه زمانى پايتخت ايران بوده ، امروز چيز زيادى دربارهء خود نمىتواند بگويد . هرگاه شخص زياد پايبند اصول بهداشتى متداول در مغرب زمين نباشد مىتوان گفت كه يكى از دو مهمانخانهاى كه در جادههاى ايران از راحتترين مهمانخانهها محسوب مىشود در قزوين واقع شده و شهر مزبور مىتواند از اين جهت مباهات كند . ( مهمانخانهء ديگر در همدان است ) . در كشورى كه از حيث مساحت سه برابر كشور فرانسه است نمىتوان اين موضوع را ناچيز شمرد . عدهاى از مسافران اروپايى ، اين مهمانخانهء بخصوص را در قزوين مورد طعن و تمسخر قرار دادهاند ؛ ولى اگر شخص به بيمارى وسواس يا خست دچار نباشد مىتواند محاسنى چند در آن بيابد . وضع قسمتهايى از كليهء ميهمانخانهها ، قهوهخانهها و كاروانسراهاى ايران چنان است كه در مقام مقايسه ، آغل گاوهاى هلند در برابر آنها كاخ سلطنتى جلوه مىكند . ولى در قزوين مسافر مىتواند اتاقى پاكيزه و لگن كوچكى براى شستن دست و صورت ، كه به لگن عروسك بىشباهت نيست ، در اختيار داشته باشد . هرگاه از صاحب ميهمانخانه بخواهيد ملحفه نيز براى شما خواهد آورد . آن وقت ممكن است با قدرى بازرسى به نظيف بودن يا نبودن آن پى ببريد و هرگاه به جاى آن ملحفه ديگرى مطالبه كنيد صاحب ميهمانخانه به هيچ وجه به شما اعتراضى نخواهد كرد . ممكن است مسافر را به عنوان يك « انگليسى احمق » معرفى كند ؛ ولى چون هيچ