فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

285

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

گورستانهاى ايران به طور كلى چنين به نظر مىرسد كه ايرانيان به وضع ظاهرى گورستانهاى خود اهميت چندانى نمىدهند ، و در اين مورد با مسلمانان استانبول و ساير نقاط تركيه تفاوت دارند . مىتوان گفت كه گورستانهاى مسلمانان استانبول در ايوب ، واقع در استانبول ، با آن درختان عظيم سرو و سنگهاى زيبايى كه روى گورها نهاده‌اند توأم با منظرهء بىمانند قرن الذهب « 1 » و به سفر از زيباترين و گيرنده‌ترين مناظر اروپا و كرانهء شرقى مديترانه و خاور زمين را تشكيل مىدهد . لكن در ايران از باختر به خاور ، يعنى از كرمانشاه به تبريز ، و از شمال به جنوب ، يعنى از تبريز به كرمان ، گورستانها به طور غير قابل وصفى ملال‌آور و مأيوس‌كننده مىباشند . از اين گورستانها به‌هيچ‌وجه مواظبت و مراقبتى نمىشود . بر اثر روش حفر قبور ، اغلب آنها فرورفته و گود نشسته است . گويى زمين‌لرزهء كوچكى سنگها را نامرتب كرده و هر يك از آنها را در گوشه‌اى افكنده است . در هر مكانى مىتوان شكافها و شيارهاى متعدد مشاهده كرد كه در آنجا انواع خزندگان به رنگهاى خاكسترى و سبز گندمى مسكن گزيده‌اند و مانند ارواح گمشده سرهاى خود را بيرون مىآورند و دوباره از نظر ناپديد مىشوند . آنها طورى روى قبور مىنشينند كه گويى مالك آنها هستند و موقتا بيرون آمده‌اند تا ببينند در دنياى خارج چه مىگذرد . اينها موجودات كوچك بىآزار و پرتحركى

--> ( 1 ) . قرن الذهب ( شاخ زرين ) به آن قسمت از دهانهء به سفر اطلاق مىشود كه تركيهء آسيا را از تركيهء اروپا جدا مىكند . - م .