فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
253
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
نغمهء بافنده مدام مىبافم ، گاه از درون و گاه از برون ، طرحهاى من همواره نشاطآور است و هيچ گاه غمانگيز نيست ، آبى و سبز و قرمز و زرد هر رنگى را به تناسب كنار رنگ ديگر قرار مىدهم ؛ زيرا طرح من حدودى براى رنگها نمىشناسد * * * نگاه كنيد چگونه قاليباف رنگهاى خود را بر مىگزيند ، نخست رنگى روشن و آنگاه رنگى تيرهتر ؛ قرمز و سبز و آبى و زرد ، رنگهاى زيبا و دلانگيز ، قرمز تند و شنجرفى همرنگ جامهء جلودارها ، زيبا همانند چنگ باستانى كه زمان از محو نابودى آن خوددارى كرده است ؛ رنگهاى سبز و لاجوردى را جابجا مىكند و طرحهاى جناغى در قالى خود به وجود مىآورد . مىبافد و مراقب است ، مراقب است و مىبافد ، هرگز يك نخ گره خورده را رها نمىكند :