فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

233

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

كلوازونه « 1 » به نظر مىآيد كه در ميان برگهاى سبز تيرهء درختان انار و با گلوله‌هاى شنجرفى رنگ انار در كنار به ، كه رنگ زرد تيره و ماتى دارد ، قرار گرفته و جوى آب از لابلاى درختان قسمتهايى از آسمان را نيز منعكس مىسازد . تمام اين مناظر توأم با شكل ديوارهاى گلى منظره‌اى ايجاد مىكند كه گويى مفتولهايى رنگهاى مينا را از يكديگر جدا كرده است . هرگاه خط سير را تغيير دهيم مشاهده خواهيم كرد كه لوحه‌اى بر روى صحراى وسيع پايين ، كه بسان مخمل گندمگون است ، قرار گرفته گويى آن را به معرض نمايش گذاشته‌اند . اين مسافرت طورى ترتيب داده مىشود كه هنگامى كه هلال ماه در لابلاى درختان مىپيچد و طرحهايى شبيه نقره مشبك قديمى ايجاد مىكند ، مسافر به جوى كوچكى ، كه در مرحلهء آخر مسافرت واقع شده ، مىرسد . بعد از شام ، رنگ صحرا ، كه همرنگ گندم است ، به رنگ عاج در مىآيد و آسمان مانند قطعهء مخمل تيره رنگ بدون درز جلوه‌گر مىشود . چراغهاى شهر يزد چشمك مىزنند و زوزه اولين شغال اعلام مىكند كه وقت رفتن به خانه و خوابيدن فرا رسيده است .

--> ( 1 ) . Cloisonne