فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

196

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

معمول در ايران باعث شده است كه باغهاى اين كشور به صورت اشكالى با زواياى قائمه درآيد . اگر بخواهيم فهرستى از آنچه در داخل اين باغها مىبينيم ترتيب دهيم نتيجه چنين مىشود : تعدادى درخت ( از يك درخت مىتوان باغى به وجود آورد ) يك حوض ( نه يك استخر ) كه آب آن هنگام شب از بعضى درزهاى آن پايين مىرود و مقدارى گل كه آنها را در باغچه‌ها عمل آورده‌اند . طرح اين باغچه‌ها ، كه مانند ديوار به اشكال هندسى ساخته شده است ، ساده نيست كه پيچيده است و ممكن است هنرمندان ايرانى در تهيه اين طرحها تحت تأثير حرفهء عالى ايرانيان ، يعنى قالىبافى ، قرار گرفته باشند . معمولا نهر اصلى از وسط باغ جارى است و جويهاى فرعى با تشكيل زواياى قائمه به نهر اصلى متصل شده است . روزهايى كه نوبت آبيارى باغ است و به اصطلاح « آب مىآيد » باغبان با سدها و دريچه‌هايى ، كه از گل و كهنه‌پاره مىسازد ، به نظارت در كار آبيارى و بستن و گشودن جويهاى باغ مىپردازد و همين كه يك جدول چهارگوش آبيارى شد جوى فرعى را با آن دريچه‌هاى كوچك معمولى مىبندد . مانند آن قهرمان كوچك هلندى كه ، چنان كه در كتابهاى مدرسه نقل شده است ، جلو آبهاى زوئيدرزى « 1 » را با نگاهداشتن دست خود در مقابل شكاف يكى از سدها گرفت . به اين ترتيب باغبان از يك جدول چهارگوش به جدول مستطيل و از جدول مستطيل به جدول چهارگوش مىرود و آنها را يكىيكى پر مىكند . در حالى كه محلهاى مراقبت نشده مانند بيماران اتاق انتظار دندانساز ، به نظر غمگين و بىصبر و قرار مىآيند . در اندك مدتى باغچه‌اى كه قبلا بىآب بود رنگ و رونق فراوان مىيابد . در كشورهاى مغرب زمين بايد در لابلاى برگهاى يك بوته گل سرخ غنچه‌هاى تازه را جست‌وجو كرد ؛ در صورتى كه در ايران موقعى فرا مىرسد كه بايد در ميان انبوه گلها برگها را جست‌وجو نمود . عمر اين گلها كوتاه است و از اين نظر نيز بين مشرق زمين و مغرب زمين تفاوتى موجود است : در انگلستان باغبان تكه‌اى از باغى را ، به قصد رسيدن به پاداش زحمت خود و ساختن يك خيابان ، از علفهاى هرزه پاك مىكند . چه ، اگر آن را به حال خود بگذارد و مراقبتى نكند نباتات آن رشد بيشترى مىكند و باز به قسمتى از باغ يا مزرعه بدل مىشود ، همانطور كه آنها را كنار جاده نزديك مزارع مىتوان مشاهده كرد . در مشرق درست عكس اين موضوع صدق مىكند ؛ يعنى اگر باغبانى قسمتى از يك خيابان

--> ( 1 ) . Zuiderzee