فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

190

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

واقع را ضمن يكى از اشعارش نقل كرده و پروفسور براون آن را به زبان انگليسى بر گردانيده است . در دير محكم ببستم شبى * دويدم چپ و راست چون عقربى نگه كردم از زير تخت و زبر * يكى پرده ديدم مكلل به زر پس پرده مطرانى آذرپرست * مجاور سر ريسمانى به دست بفورم در آن حال معلوم شد * چو داوود كآهن بر او موم شد كه ناچار چون در كشد ريسمان * بر آرد صنم دست فرياد خوان برهمن شد از روى من شرمسار * كه شنعت بود بخيه بر روى كار بتازيد و من در پيَش تاختم * نگونش به چاهى در انداختم كه دانستم ار زنده آن برهمن * بماند ، كند سعى در خون من پسندد كه از من بر آيد دمار * مبادا كه رازش كنم آشكار در سال 1236 ميلادى سعدى به شيراز بازگشت . در اين موقع وى كم‌وبيش مردى سخنور به شمار مىرفت . در همين هنگام بود كه او به نگارش گلستان و بوستان همت گماشت . جذبه و زيبايى آثار سعدى و تأثير نوشته‌هايش در مردم ايران از اين جهت است كه او براى عموم مردم مىنوشت . آيينه‌اى در مقابل زندگانى مردم مشرق زمين نگاهداشته بود كه هم جنبهء مهذب و عالى و هم جنبه پست و خشن آن در آيينه منعكس مىشد . سعدى غير از اين دو اثر بزرگ ، غزل و رباعى و قطعه و حكايت نيز نوشته است . بعضى از آثار او بسيار معمولى و بلكه تا حدى خارج از ادب است . شايد اگر سعدى سنى مذهب نبود از حافظ محبوبيت بيشترى پيدا مىكرد و تحسين‌كنندگانش زيادتر بودند . گلستان و بوستان از لحاظ روانى ، بيان و اشتمال بر مطالب حكمى سخت شهرت و معروفيت دارد . گلستان حاوى يك سلسله از داستانهايى است كه متضمن نكات اخلاقى مىباشد ولى بعضى از آنها با انديشه‌ها و افكار و آمال مردم امروز تفاوت دارد . نتيجهء اخلاقى اولين داستان آن اين است كه : « دروغ مصلحت‌آميز به از راست فتنه‌انگيز » مىباشد . سعدى در طى چهارمين داستان خود مىخواهد اين نكته را به ثبوت برساند كه « پرتو نيكان نگيرد هر كه بنيادش بدست - تربيت نااهل را چون گرد كان بر گنبد است » . در هشتمين حكايت خود به شاهزادگان توصيه مىكند كه بدون ترحم اشخاصى را كه از آنها