فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
168
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
اللّه اكبر ( خدا بزرگ است . ) انعكاس اين صدا تسخير شده و در نام آن باقى مانده ؛ زيرا اين معبر هنوز « تنگ اللّه اكبر » ناميده مىشود . از نقطهاى كه « تنگ اللّه اكبر » ناگهان و بر خلاف انتظار به چشم مىخورد دروازهء شهر را مىتوان مشاهده كرد . اين دروازه در مجاورت يكى از دو باغ كوچكتر واقع شده و محلى است كه مردم شيراز غالبا هنگام عصر براى هواخورى يا در عيد نوروز بدانجا مىآيند . دروازهء قديم شهر « دروازهء قرآن » ناميده مىشود و براى كسانى كه به ايران مسافرت مىكنند يكى از مأنوسترين نقاط به شمار مىرود . وجه تسميهء آن اين است كه در يكى از اتاقهاى بالاى آن يك نسخهء قرآن نگاهدارى مىشود . طبيعى است كه اتاق مزبور « بست » به شمار مىرود و اروپاييان را در آن راه نيست . اين دروازه به واسطهء همين اتاق و محتوى مقدس آن مشهور گرديده است . شهرت اين نسخهء بخصوص از قرآن از اين جهت است كه مىگويند اگر كسى آنقدر احمق باشد كه بخواهد يك صفحه از آن را بكند وزن آن صفحه ، با وزن تمام قرآن برابر مىشود و از قرار معلوم تاكنون كسى چنين آزمايشى نكرده است . اين داستان يكى از آن داستانهايى است كه به هيچ وجه گروه بخصوصى از صاحبان مجموعههاى كتاب ( كلكسيونر ) ها را به بازديد از اين محل بر نمىانگيزد . در زير اين اتاق درون يكى از طاقنماها جايگاه مخصوص نگهبانها قرار دارد كه عدهاى سرباز شب و روز در آن مشغول نگهبانى مىباشند . كار عمدهء آنها مراقبت اشخاصى است كه وارد شهر مىشوند و از آن خارج مىگردند نه حفظ و حراست شئى نفيسى كه نگاهدارى آن به عهدهء ايشان واگذار شده است .