فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
156
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
بيشتر حس ترحم و عاطفهء ما را برمىانگيزد تا حس ترس و نفرت . استخوانهاى شتر در اطراف پراكنده است . مأموران نظافت صحرا ، كفتار و شغال و لاشخور ، جمجمهء شتر را كه با تشنج شديد آخرين ضربهء مرگ بر زمين افتاده است خوب تميز كردهاند و استخوانها را از عاج صليب اسقف سفيدتر گردانيدهاند . اين دشتها ، كه تپههاى عظيم در كنار آنها قرار گرفته ، به قدرى وسيع مىباشد كه زمان نيز تصور مىكند مىتواند در عرصهء ساكت و آرام آن انزوا جويد و در اين محل بنا به ميل خود اين سو و آن سو رود و دمى بيارامد . گرچه خوب مىدانيم كه هيچ چيز ساكن نيست و چه در طبيعت و چه در زندگى انسان ، چيزى به حال خود باقى نمىماند . چنين به نظر مىرسد كه بادهاى سختى كه مىآيند و مىروند و برف و يخ و زمستان و بادهاى اوايل بهار يا آفتاب سوزان تابستان ، سرانجام كليهء اين نيروهاى عظيم با چهرهء طبيعت بازى مىكنند در حالى كه تأثير آنها از تأثير شنبازى كودكان در ساحل دريا بيشتر نيست . چنين به نظر مىرسد كه پيشرفت و ترقى اين قسمت از جهان ، منحصر به همان چند روزى بوده است كه در « سفر پيدايش » ذكر شده است و دو روز اول براى خلقت چنين جايى كافى بوده است « 1 » . بعضى از اوقات اين تصور به شخص دست مىدهد كه پس از اينكه خداوند دو عنصر نور و ظلمت را آفريد و آبها در يك نقطه جمع شد تا خشكى ظاهر شود ، خلقت به اين منطقه پشت كرد و روى به نقاط ديگر آورد تا در زمين نباتات بروياند ، علفى كه تخم بيآورد و درخت ميوهاى كه موافق جنس خود ميوه آورد « 2 » . حيواناتى كه به موجودات اين تپههاى بدون شكل و فرم مىافزايند در آنجا زندگى نمىكنند ، در كمين مىنشينند . قابيل پس از ارتكاب جنايت مىتوانست در اين تپهها پنهان شود و پناهگاهى براى خود بيابد ، چه هيچ كس مايل نبود او را تا اين صفحات تعقيب نمايد . در اينجا رجوع به كتاب مقدس ضرورى به نظر مىرسد . حتى مىتوان يك بند كامل از آن را دربارهء اين محيط نقل كرد ؛ زيرا مطالبى كه در اين خصوص در كتاب مقدس آمده شباهت به رپرتاژى دارد كه گويى يكى از روزنامهنگاران زبردست آن زمان ، به رشتهء تحرير درآورده باشد . در اين نقطه از جهان ، صور و اشكال به قدرى مبهم و نامعلوم مىباشد كه تصور هر چيزى غير از فضا غير ممكن است و لحظاتى فرا مىرسد كه مغز و
--> ( 1 ) . اشاره به شش روزى است كه خداوند سرگرم آفرينش آسمانها و زمين بود و تفصيل آن در سفر پيدايش آمده است . - م . ( 2 ) . نقل از انجيل ، « سفر پيدايش » . - م .