فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

153

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

چايخانه در جادهء صحرايى در مسير بعضى از جاده‌هاى كاروان‌رو ايران چايخانه‌هاى « 1 » كوچكى واقع شده كه بعضى از مسافران آنها را بهتر از بناهاى بىنظير و آثار مهم تاريخى به خاطر مىسپارند . در اين مؤسسات ، كه مسافر را به گرمى مىپذيرند ، پيوسته سايه‌بان و سماورى جوشان براى تهيهء يك فنجان چاى و معمولا مقدارى تخم مرغ آماده است تا آنها را به ميل مسافر ، هر گاه مشكل‌پسند باشد ، آب‌پز و يا نيمرو كنند و توأم با نان محلى در دسترس او قرار دهند . پهلو به پهلوى اين قهوه‌خانه‌ها درخت و جوى آبى است كه معلوم نيست از كجا سرچشمه گرفته است . آب اين جويهاى كوچك با همان وضع اسرارآميزى كه نمايان مىشوند در فضا ناپديد مىگردند . البته غير از مقدار آبى كه در خاك سوزان صحرا جذب مىشود و در هواى گرم آن تبخير مىگردد . قهوه‌خانه ممكن است يك كلبهء محقر باشد يا درون يك درخت جاى داشته باشد يا در آستانهء يك كاروانسراى بزرگ واقع شده باشد . فاصلهء اين قهوه‌خانه‌ها معمولا يك منزل راه به وسيلهء اسب و قاطر يا الاغ از مقصد است . از طرف ديگر ممكن است در منزل آخر واقع شده باشد . اين اماكن جايگاه استقبال مسافران يا وداع با آنها نيز به شمار مىرود . چه ، تا چند سال قبل ، زوار در آغاز مسافرت طولانى و خطرناك خود ، صحنه‌هاى وداع را در اين قهوه‌خانه‌ها ترتيب مىدادند و در همين اماكن بود كه حاجيها

--> ( 1 ) . اصطلاح چايخانه كه مؤلف آن را به عنوان اصطلاح فارسى به كار برده كمتر در ايران معمول است . به همين سبب ما در اين فصل و در جاى ديگر اين كتاب به جز همين يك مورد ، اصطلاح متداول « قهوه‌خانه » را به كار برده‌ايم . - م .