فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
131
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
تلگراف براى رفتن به جلفا و كرايه كردن درشكه بهانهء ديگرى موجود است . يكى از ادارات شركت تلگراف هند و اروپايى ، كه در سراسر ايران پراكنده شده ، در جلفا قرار دارد . مسافران پيوسته در تلگرافخانههاى ايران دوستان خوبى مىيافتند كه در موارد عديده مشكلات آنها را حل مىكردند . در اين تلگرافخانهها پيشخوانهاى سيمى مشبك بين مسافر و كارمندان حايل نيست بلكه روابط اين دو شبيه رابطهء ميزبان و ميهمان است . در زمان جنگ ، ارتش انگلستان در بين النهرين براى ارتباط با هندوستان تنها به سيمهاى خليج فارس متكى بود و در زمان صلح ( اگر مسافرت در معابر كوهستانى را كه اغلب توسط قبايل جنگجو اشغال شده بود ممكن بود صلح ناميد ) تلگرافخانهها مراتب سپاسگزارى جاودانى عدهء زيادى از مسافران را نسبت به خود جلب مىكردند و سياحان به وسيلهء اين تلگرافخانهها مىتوانستند حتى در دورافتادهترين نقاط مانند يزد با دنياى متمدن تماس بگيرند . استفاده از ساير وسايل يا اساسا غير ممكن بود يا اينكه به قدرى كند بود كه غير قابل استفاده بود . از اين گذشته در تلگرافخانهها هميشه يك اتاق يا رختخواب تميز براى استراحت وجود داشت ، تا هرگاه شخصى بخواهد شب را در آن مكان به سر برد و وضع كاروانسراها خيلى بد يا پر از مسافر باشد ، از آن استفاده نمايد . هنگام روز آب جوشانيدهء خنك هميشه آماده بود تا در دسترس طالبان گذاشته شود . اين نوع ميهماننوازى نه تنها عموميت داشت بلكه هنگامى كه مهمان تلگرافخانه را ترك مىكرد مأموران تلگرافخانه بعدى از ورود احتمالى اشخاص غريب به ناحيهء خود اطلاع حاصل مىكردند .