فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
98
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
مانند سابق مطيع و حرفشنو نيستند . در مدرسهها باشگاههايى تشكيل دادهاند و اعضاى اين جمعيتهاى مخفى سوگند ياد كردهاند كه قبل از ديدن زن خود ، او را به همسرى قبول نكنند . پيرمردان در حالى كه انگشتان خود را در ميان ريشهاى مسى رنگ خود فرو مىبرند سر را تكان مىدهند و متحيرند كه كار دنيا به كجا خواهد كشيد . در نوروز شب زود فرا مىرسد و ته سيگارهاى مشتعل و سرخى آتش قليان ، كلاه فرنگيها را به غارهاى اسرارآميز مبدل مىكند . در اين موقع همه به نقال گوش فرا مىدهند . بايد داستان « رستم و سهراب » و رخش را براى پسران جوان نقل كرد ، چه ايرانيان هرگز از شنيدن داستان قهرمانان افسانهاى خود ملول نمىشوند . اكنون موقع تماشا كردن ستارهها و شنيدن موسيقى است . صداى موسيقى در تاريكى اتاقهاى قوسى شكل مانند صداى « خارج » پسر بچهاى است در دسته سرودخوانانى كه مشغول تمرين هستند . صدا اوج مىگيرد اما آهنگ چندان فرق نمىكند يك نوع « دلى دلى كردنى » است كه فوقالعاده مورد پسند ايرانيان است . اين موسيقى به دلايلى از جويهاى روان الهام مىگيرد . شايد نغمهاى است كه در ستايش پربهاترين هداياى طبيعت به ايران ، يعنى آب ، سروده مىشود . دلى دلى كردن ايرانى ، چون نام بهترى براى آن نمىتوان يافت ، داراى هيچ يك از خصوصيات كوهستانى سويس يعنى سلامت و بشاشت و خوشى و نشاط نيست و هيچ يك از آثار اكسلسيور « 1 » را دارا نمىباشد بلكه صداى آن شبيه آواز روح گمشدهء آوازخوانى است كه در معابر كوهستانى سرگردان است و قدرت از دست رفتهء خود را براى ساختن آهنگهاى موسيقى جست و جو مىكند . اين طور به نظر مىرسد كه هواى صحرايى ايران ، آهنگ را آن طورى كه ما مىشناسيم خاموش كرده است . در بيابان با نظم و ترتيب راه رفتن يعنى در يك قطار يا رديف راه نورديدن ( شترها فقط هنگامى با هم راه مىروند كه اتفاق سوئى رخ دهد . ) و ساربانان با قطار پايانناپذير شترها نغمهء مضاعف صد زنگ شتر را با تكخوانى يكنواخت خود همراه مىسازند . در درون هر يك از اين زنگها زنگ كوچك ديگرى است كه براى زنگ بزرگتر عمل زبانه را انجام مىدهد . زنگ كوچكتر يك « اكتاو » بالاترست و اختلاف بين دو « گام » موجب مىشود كه با نيروى تصور هشت پرده ديگر را تكميل نماييم . شتربانان زنگى را كه زبانهء آهن داشته باشد پست مىشمرند و اين يكى از
--> ( 1 ) . Excelsior نام آهنگى است . - م .