فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

86

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

پنجره‌هاى سحرآميز مىشود . از هر يك از اين پنجره‌هاى قوسى شكل ، تركيبى از اشكال جديد و مناظر و چشم‌اندازهاى ديگرى را مىتوان مشاهده كرد . در حالى كه آبگيرهاى كم‌عمق و ساكن به مثابه آيينه‌اى ، آسمان ايران را منعكس مىسازد : « در حاشيه فيروزه‌اى رنگ غروب آفتاب * ماه مانند كرجى مرواريدگون فرود مىآيد » . در عرض سيصد سال اخير چه داستانهايى در اين كلاه فرنگيها گفته شده ! افسانه‌هايى كه داراى رنگ مشرق زمين ، خيال‌انگيز ، و بوى خوش شربتهاى شفاف دارچين بوده است . مىگويند كه « سى و سه پل » پرشكوه‌ترين پلهاى جهان است و از نظر اينكه در مدخل شهر قرار گرفته است برايش رقيبى نمىتوان يافت . مسافر هنگام مشاهدهء اين پل يقين حاصل مىكند كه به زودى وارد شهرى بزرگ مىشود . چنان كه اين تصور براى مسافرانى كه به كانال بزرگ ونيز مىرسند يا از درياى مرمره به استانبول قدم مىنهند حاصل مىشود . اين پل از لحاظ اينكه در مدخل شهر واقع شده عينا مانند جسرهايى است كه در برابر دروازهء دژهاى كهن قرار داشت . لرد كرزن در كتاب مشهور خود اين نكته را خاطرنشان ساخته كه مسافرت به ايران اگر فقط براى مشاهدهء « پل اللّه وردى خان » هم باشد ارزش دارد . اندكى در پايين رودخانه ، پل كوچك ديگرى وجود دارد كه زمانى از آن به عنوان آبراهه استفاده مىشود . عرض اين پل به اندازه‌اى است كه يك مرد با الاغش مىتواند از روى آن عبور كند . نام اين پل « جوبى » است . جوب « 1 » يعنى نهر و نامى است كه بر آبروهاى كوچك ، كه آب را براى آبيارى به باغات و مزارع انتقال مىدهند ، اطلاق مىشود . پل جوبى نهرى بود كه باغهاى « هفت دست » را مشروب مىكرد . « هفت دست » نام كاخ و باغى است كه توسط شاه عباس دوم احداث گرديد و « سعادت آباد » خوانده مىشد . اين كاخ حرم او بود و در ضمن از مأموران خارجى كه به دربار اصفهان مىآمدند در آنجا پذيرايى مىكرد . شاه عباس دوم از « پل خواجو » بر رودخانه سد بسته بود و به اين ترتيب بستر آن را ، كه در اين محل عريض بود ، به درياچه‌اى مبدل كرده بود كه محل تفريح او و زنهاى حرمش بود . چند تن از سياحان ، اخيرا از كاخ « هفت دست » ذكرى به ميان آورده‌اند ، ولى اكنون

--> ( 1 ) . « جو » يا « جوى » به زبان عاميانه . - م .