على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
9
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )
بازگشتش از كرمان به تهران چند صباحى بيش نگذشته بود به سردارى سپاه خراسان برگزيده شد و چند صباحى عنوان « سردار » دنبالهء نام او قرار گرفت و همين امر نشان مىدهد كه وى قبلا و در پادشاهى محمد شاه در رديف مردان ميدان كارزار قرار داشته يك سلسله مأموريتهاى جنگى به او محول شده است پدرش ابراهيم خان نيز مردى جنگاور بوده عنوان سردار داشته است . بدون ترديد انتخاب محمد ناصر خان به سردارى سپاه خراسان از طرف ميرزا تقى خان امير كبير صورت گرفته زيرا ناصر الدين شاه در اين زمان بيش از هفده سال نداشت و نمىتوانست مستقلا تصميمى قاطع و جدى بگيرد به گفتهء مرآت البلدان : « در اين ايام از جانب امناى دولت قويشوكت اسكندر خان قاجار كه در خراسان بود به دار الخلافه احضار شد و محمد ناصر خان ( كه الحال ظهير الدوله است ) دولوبن ابراهيم خان سردار بن حاجى جان محمد خان به سردارى سپاه خراسان اختصاص يافت و عباسقلى خان بن محمد زكيخان نورى كه در اينوقت سرتيپ افواج بود و حيدر على خان سرهنگ فوج ششم تبريز با چند عراده توپ روانهء مشهد مقدس شدند » « 3 » . نخستين نبرد داستان نخستين نبرد بين محمد ناصر خان و حسن خان سالار در دنبالهء همين خبر در مرآة البلدان آمده و در ناسخ التواريخ نيز روشنتر و دقيقتر و با تفصيل بيشتر بيان شده است . خلاصه آنكه : چون سالار از ورود محمد ناصر خان به نزديكىهاى مشهد آگهى يافت بدون درنگ و قبل از آنكه محمد ناصر خان به سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه والى خراسان و مسئول اصلى رفع غائلهء سالار بهپيوندد بر وى حمله برد . به گفتهء ناسخ التواريخ : « سالار از رسيدن او آگهى يافته با گروهى از لشكر به جنگ او شتافت . همانا سلطان جلال الدين ثانى بود كه از هزار كرّت آويختن و گريختن و عزيمت و هزيمت ماندگى و خستگى نداشت بالجمله تا قلعهء عسكريه كه يك فرسنگ مسافت بود بىانديشهء مخافت عنانزنان برفت و از گرد راه با لب كفته و دل تفته جنگ درانداخت . محمد ناصر خان قاجار كه نيز خوكردهء كارزار بود لشكر خويش را بر صف كرد . . . . از دو رويه بانگ توپ و تفنگ و نعرهء مردان جنگ بالا گرفت » « 4 » . سلطان مراد ميرزا كه از صداى توپ و تفنگ به تحقيق پرداخت و بر حقيقت حال
--> ( 3 ) - مرآة البلدان جلد دوم و سوم به كوشش دكتر عبد الحسين نوائى و ميرهاشم محدث ص 985 . ( 4 ) - ناسخ التواريخ ص 88 .