على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

85

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

اشاره كرديم درشكهء كرايه‌اى حاضر كرد . بعد از همه از كشتى پائين آمده با كماندان تعارفى كرده سوار به درشكه رفتيم رو به گار راه‌آهن كه بدون معطلى ناهار آنجا خورده راهى شويم . بادكوبه شهر غريبى است . تجارتخانه‌هاى معتبر دارد . خانه‌هاى دو مرتبه ، سه مرتبه ، كوچه‌هاى خوب وسيع ، رفتيم تا رسيديم به گار راه‌آهن . حظ كردم از تميزى و پاكى اتاقهاى گار . پله و سرپلهء قشنگى دارد . اتاق بسيار بزرگى در وسط دارد . براى ناهار و شام خوردن مسافرين چه اسبابهاى خوب آنجا است . قدرى نشستيم ، آقاى حسين پاشا خان و كنت كه در درشكهء ديگر نشسته بودند ، هنوز وارد نشده‌اند . ميرزا على اصغر خان بقاء السلطنه ويس قونسول ايران در بادكوبه آمد برادر ارفع الدوله وزير مختار ايران در پطرزبورغ است . خيلى عذر خواست كه تا توى كشتى خبر نشده و نيامده بود . تكليف كرد رفتيم در اتاق محترمتر كه براى امپراطور و شاهزاده‌هاست . اين اتاق را به‌طور بنائى عربها كه در اسپانيول است ساخته‌اند و گچ‌برى كرده‌اند . در يك لوحه‌اش آيهء تبارك الذى بيده الملك را به خط نسخ خيلى جلى نوشته‌اند . ناهار در آنجا صرف شد كه بقاء السلطنه مهمان كرده بود . بعد از ناهار قدرى خوابيديم . اين بادكوبه هشتاد مليون منات كه چهل كرور تومان باشد ماليات ديوانى دارد كه به دولت مىدهد . بيست كرور تومان آن را از چشمه‌هاى نفت مىگيرند و سالى تقريبا هشتاد كرور تومان نفت از بادكوبه به اطراف برده و جهش داخل اين شهر مىشود . چهار ساعت و نيم از ظهر گذشته از گار راه‌آهن به قطار كالسكه ( ترن ) نشسته رو به تفليس رفتيم . اين راه‌آهن و كالسكه‌هايش هيچ طرف نسبت به راه‌آهن از شهر تهران به حضرت عبد العظيم نيست كه بتوانم [ عرض كنم ] « 1 » چقدر از آن بهتر است . تماشاچى زيادى در گار بودند . گويا هميشه عصرها براى تماشا مىآيند . از خود شهر كه بيرون رفتيم تا چهار پنج فرسنگ همه كارخانه ديديم و خطوط راه‌آهن مثل رگ و شريان كه در بدن است به روى زمين كشيده شده است . و دستجات كالسكهء بخار مثل مار سياه تقريبا بدون انفصال به روى آنها روان هستند و هر دسته‌اى كمتر از هشتاد كالسكه نيست . جناب ناصر الملك نمرهء يكى از واگونهائى كه براى حمل نفت ساخته شده است را خواند . چهارصد

--> ( 1 ) - عبارت در حاشيه است .