على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
75
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )
مراجعت كرديم . در رشت - روز يكشنبه بيست و نهم ( 29 ) : عصر سواره رفتيم به شالكو ، باغ معين السلطنه . باغات رشت تماما دورش زمين زراعت برنج است . اين فصل كه زمينها را آب گرفته و تازه مشغول كاشتن برنج هستند ، خيلى باصفا است . از آنجا رفتيم به باغ مرحوم قاسمخان والى كه تقريبا سى و پنج سال قبل از اين در رشت حكومت داشته و بهطورى خوب حكومت كرده است كه هنوز رفتار و كردارش ضربالمثل است . پسرش عليخان كه معروف به خان حاكم است نيز شخص بىمثلى است . غالب آداب انسانيت را دانا است . اين باغ را بهتر از تمام باغات رشت پسنديدم . به واسطهء چندين درخت كهنه كه در طرف شمال عمارتش دارد ، يك عالم روحانى خوب ساكتى پيدا كرده است . رودخانهء گوهررود هم كه گفتهام كه به منزلهء خندق شهر است ، از طرف جنوب عمارت از مشرق به مغرب جارى است . به فاصلهء بيست ذرع در آنطرف رودخانه كه زمين سليمان دارابى است ، بيگلربيگى كلاه فرنگى و باغچهء قشنگى ساخته است . دورش هم درختهاى كوچك و گلهاى معروف به گل رشتى كاشتهاند . چند نفر از آقايان و احباب پى خيال بدانجا تفرج رفته بودند . از ديدار بىانتظار يكديگر خرسند شديم . يك ساعت از شب گذشته آمديم منزل . [ در رشت ] - روز دوشنبه سلخ : صبح جناب مدير الملك و عميد الملك به منزل ما آمدند . آقاى حسين پاشا خان و كنت و ظهير الاعيان و مرا با درشكهء خودشان بردند به باغ مديريه . عصر از آنجا با آقاى حسين پاشا خان و كنت و ظهير الاعيان درشكه نشسته رفتيم بيرون شهر به آنطرف كه راه تهران است . كه ديدار جناب ميرزا ابو القاسمخان ناصر الملك را كه از همراهان ركاب اعليحضرت شاه و مثل فقير اجازه تحصيل كرده است كه از راه رشت بيايد ، دريابيم . تا خلعتپوشان كه گويا يك فرسنگ و نيم از شهر رشت دور است رفتيم ، آنجا براى صرف چاى پياده شده بوديم . تقريبا يكساعت به غروب مانده از گرد راه دررسيدند . خبر سلامتى خانه و احباب و رفقا و اخوان و فقرا را كه بهترين سوقات بود ، حامل بود . با هم درشكه نشسته به شهر آمديم . تا باغ نواب كه نيم فرسنگى شهر است ، جناب امير اكرم درشكهء مخصوص و جناب كارگذار و مدير الملك و