على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

71

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

شييشهء وتكا در جيب دارند و چون عربده و بدمستى نمىكنند از طرف حكومت هم در باب اين مسئله چندان گرفته‌گيرى نيست ( مگر وقتى كه به قول ابوالقاسم خان خودمان تلكه‌اى داشته باشد ) . شب را رفتيم منزل منتظم السلطنه كه شام دعوت داشتيم و مهمان مقتدر الملك امين تذكره بوديم . بعد از شام آمديم منزل . در رشت - روز بيست و چهارم ( 24 ) : عصر با درشكه از بيرون شهر رفتيم به كارخانه‌اى كه در آن پيلهء كرم ابريشم را درست مىكنند . اين كارخانه را مرحوم حاجى محمد حسن اصفهانى امين دار الضرب معروف به كمپانى بنا كرده است و اكنون ارثا به حاجى محمد حسين آقاى امين دار الضرب پسر او كه بسيار تاجر خوب خيرخواه وطن‌دوستى است رسيده است . در اين كارخانه همه روزه سيصد نفر زن و صد نفر مرد كار مىكنند و هم دو بناى بزرگ متعلق به همين كارخانه مشغول درست كردن است . در آن بناها چوب خيلى خوب بلند ديدم كه دكل كشتى را از همين جنس چوب مىكنند و اينجا ستون كرده بودند . مباشر و ناظر اين كارخانه‌ها دو نفرند ، حاجى عبد الغفور و حاجى عبد الغفار از تجار تهران . هر دو خيلى معقول و ايرانى مآب و كاردان و از كار خودشان كاملا بااطلاع هستند . مىگفتند روزى پنجاه تومان اجرت كاركن مىدهيم . در صورتى كه حاصل اين كارخانه زياده بر اين نيست . گفتم : پس اين زحمت چه فايده دارد ؟ گفت : حاجى محمد حسن و حاجى محمد حسين آقا قصدشان از اوّل بناى اين كارخانه اين بوده و هست كه اين‌قدر كه الان كار دارند ، زن و مرد بيكاره در رشت نباشند كه لابد يا دزد و راهزن يا گدا و بدكاره بشوند و هم صنعتى بياموزند و هم عادت به كار كردن بكنند . دعا كردم كه مولى حاجى محمد حسن را بيامرزد و حاجى حسين آقا را هميشه توفيق اين‌طور كارها بدهد . واقعا از تماشاى اين كارخانه امروز خرسند شدم . از آنجا بيرون شهر كه همه آبادى و خانه‌هاى گالىپوش و هم بعضى سفالى بود گذشته به خانه محتشم الملك كه از اعيان رشت و جزو ملاكين است و جوان بىصفائى نيست رفتيم . نيم ساعت به غروب مانده باز با درشكه تا باغ بيگلربيگى و محتشم الملك كه بيرون شهرند رفتيم . در عمارت باغ