على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

62

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

امر كرده بود تعمير و تنظيف كرده تمام در و پيكر و ستونها را به رنگ آبى تيره كه رنگ لباس نيم‌رسمى اجزاء وزارت تشريفات است و همان شب سردارى خودم هم همان رنگ بود رنگ كرده بودند . در ايوان بزرگى كه قالى يك‌پارچه‌اى در آن فرش كرده و شيرينى و چراغ چيده بودند ، نشستيم . بعد از يكى دو ساعت صحبت [ سفرهء ] شام در يكى از اتاقها انداخته صرف شد . بعد از شام در اطاق ديگر كه سه تختخواب خيلى تميز منظم اضافه بر مبلش گذارده بودند ، در كمال راحتى ، آقاى حسين پاشا خان و كنت و من هر كدام به روى يك تخت خوابيديم . در رشت - روز سه‌شنبه هفدهم ( 17 ) : صبح جناب وليخان نصر السلطنه امير اكرم حاكم گيلان و طوالش و حاجى ميرزا سيد مهديخان منتظم الملك كارگذار امور خارجه در گيلان و غالب اعيان رشت مهمان‌نوازى كرده به ديدن من آمدند . عصر رفتم بازديد جناب امير اكرم به دار الحكومه ، محض آنكه درست و راحت گشت و تفرج كرده باشم پياده و تنها رفتم . بناى درونى شهر رشت و عادات از شش سال پيشتر كه فقط براى سياحت آمده بودم خيلى تغيير كرده . پارسال كه در شهر رشت احتراق عظيمى شد و تقريبا هزار و دويست دكان و بيست كاروانسرا و سه مسجد آتش گرفت . جناب امير اكرم با زحمات زياد آنچه مىتوانست تغييرات خوب از حيث قشنگى دكان و وسعت معابر و خوبى بناى كاروانسراها مقرر كرد . ابنيهء دولتى را كه چندين سال بود تعمير نشده بود و مخروبه بود تعميرات كرده ، بعضى كوچه‌ها و معابر كه از شدت لجن ممتنع العبور بود ، ساخت . آنچه مىگفت خيلى زحمت كشيده است . تقريبا از دو سه سال پيش از اين شهر رشت عوض شده است . عادات را هم به‌قدر قوه و پيشرفت عوض كرده است . مثلا : شش سال پيش از اين كه آمده بودم ، روزى كه جناب ميرزا احمد خان مشير السلطنه كه فعلا وزير خزانه و بيوتات است ، حاكم گيلان بود به ديدن من مىآمد . در بالاخانهء منزل جناب عبد الحسين خان مدير الملك كه منزلم بود ، نشسته بودم . صداى هياهوئى فوق‌العاده شنيدم . تحقيق كردم گفتند جناب مشير السلطنه است كه مىآيد . برخاسته از درى كه رو به كوچه گشوده مىشد مشغول تماشا شدم ، جمعيت زيادى با لباسهاى مختلف هر كدام چوبى به‌دست