على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله

32

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )

شيخ كمال الدين كوفى ( ق ) 25 - جناب شيخ صالح بربرى ( ق ) 26 - جناب شيخ عبد اللّه يافعى ( ق ) 27 - حضرت شاه نعمة اللّه ولى قدس سره 28 - جناب سيد برهان الدين خليل اللّه ( ق ) 29 - جناب سيد حبيب الدين محب اللّه ( ق ) 30 - جناب سيد كمال الدين ( ق ) 31 - جناب سيد خليل اللّه برهان الدين ثانى ( ق ) 32 - جناب مير سيد شمس الدين محمّد ( ق ) 33 - جناب سيد حبيب الدين ثانى ( ق ) 34 - جناب سيد مير شمس الدين ثانى ( ق ) 35 - جناب سيد مير كمال الدين ثانى ( ق ) 36 - جناب سيد مير شمس الدين ثالث ( ق ) 37 - جناب شيخ محمود دكنى ( ق ) 38 - جناب شيخ شمس الدين مسعود دكنى ( ق ) 39 - جناب شاه على رضاى دكنى ( ق ) 40 - جناب سيد معصوم عليشاه ( ق ) 41 - جناب نور عليشاه ( ق ) 42 - جناب شيخ زين الدين حسين ( ق ) 43 - جناب حاجى ملا محمد جعفر كبوتر آهنگى مجذوبعليشاه ( ق ) 44 - جناب حاجى زين العابدين شيروانى مست‌عليشاه ( ق ) 45 - جناب حاجى ميرزا كوچك نايب الصدر رحمتعليشاه ( ق ) 46 - حضرت حاجى ميرزا حسن يزدى صفى عليشاه ( ق ) 47 - حضرت مصباح الولايه آقاى ظهير الدوله صفاعليشاه . مدّ ظلّه ظهير الدوله شرح حال خودش را به قلم خودش به خواهش يكى از دوستان باصفاى خود مرقوم داشته كه به خط بسيار زيبائى ضميمه رساله تعرفه الاولياء شده آخرين سطر آن به امضاى خود ظهير الدوله رسيده است . شرح حال اين است : « شرح حالى است كه حضرت مصباح الولايه ظهير الدوله صفا على شاه ارواح الاخوان له الفداه به خط مبارك خود مرقوم مىفرمايند - جناب اخوت مآب برادر مكرم آقاى آقا رضا شمس العرفا « 44 » سلمه اللّه با كمال آگاهى كه از حال و قال و گفتار و كردارم دارند خواستند كه خود فقير شرح روزگار گذشته‌ام را چيزى عرضه بدارم كه در ضمن تذكرهء گذشتگان به آيندگانم معرفى فرموده باشند اين است كه با برخورد به معنى : انّ الفتى من يقول ها انا ذا * ليس الفتى من يقول كان ابى عرض مىكنم پدرم محمد ناصر خان قاجار ظهير الدوله وزير دربار پسر محمد ابراهيم خان سردار پسر جان محمد خان ايلخانى ايل قاجار پسر قرا خان از طايفهء دولو بود . در سنهء هزار و دويست و هشتاد و يك هجرى محمدى ( ص ) كه پدرم از حكومت مملكت فارس مراجعت كرده و در

--> ( 44 ) - « آقا رضاى حضور على ملقب به شمس العرفاء كه برادر صفى مىبوده است برخى از سوانح حيات او را هم به نقل از شخص وى [ - صفى ] منظوم كرده است و نسخهء منظومهء او به‌دست عبد اللّه انتظام مرحوم مىبوده است » ( رجوع شود به دو رساله در تاريخ جديد تصوف ايران - استاد كيوان سميعى ، منچهر صدوقى ( سها ) از انتشارات شركت انتشاراتى پازنگ ( Pazhang ) بهار سال 1370 شمسى ص 12 .